در دسته‌ی گاه‌نوشته‌ها، 133 نوشته فرستاده‌شده‌است.

بکش هرچه دلت خواست، خانه آبادان ...

دیرزمانی پیشتر, محمدعلی‌شاه قاجار سرمست از حمایت روسان، مجلس را به توپ بست تا به خیال خود بساط آزادی را از این سرزمین برچیند و یکه‌تاز میدان مملکت‌داری شود. او پس از کودتا بسیاری از آزادگان و روشن‌فکران را به باغ‌ شاه فراخواند و ساعتی بعد اینان را به قتل رساند. سال‌ها بعد آزادی هم‌چنان حرف مشترک ملتی است که استبداد را پس‌می‌زنند و برای این خواست مقدس خون می‌دهند. صفا شاعر آن عصر، شرایط و رفتار شاه را در حکایتی زیبا به تشبیه رفتار کوته‌نظرانه‌ی برخی دهقانان روایت‌می‌کند. حکایت بامسمایی است در این روزگار همبه عرض شاه رسان ای ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

و محرم كه در همین نزدیكی‌هاست


عاشورا

وطن, همین و تنها همین ...


هر تلاشی باید که به نتیجه‌ای منتهی بشه, حالا گاهی اون نتیجه ملموسه و قابل درک و دیدن و گاهی می‌شه یه حسه عمیق و بی‌پایان. چند سالی که برای پایان‌نامه وقت گذاشتم, آخرش به یه حسه عجیب از دلدادگی به وطن، فرهنگ, گذشته و حال و آینده‌اش ختم شد. چنان سرشار بودم که روز دفاع نمی‌دونستم چطوری این حس رو بیان کنم. آخرش شد همین چند خط نوشته که یک هو و بی‌هوا ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

یک سال گذشت، یعنی دوازده ماه، دوازده ماه ناقابل


امروز سال‌گرد پایان‌نامه است. یک سال پیش در چنین روزی درس‌ام تموم شد و امسال در حال خدمت سربازی. پایان‌نامه برای من روزهای خوب و دلچسبی بود، هرچند طولانی‌شدن و پیچ‌خوردن‌های پیاپی‌اش برخی اوقات حسابی حالم رو می‌گرفت. پایان‌نامه برای من نقطه‌ی شروع یک علاقه بود، یک دغدغه و پاگذاشتن توی راهی که مختصات ذهنی من رو حسابی تغییرداد و احتمالا تا سال‌ها بعد هم اثرش باقی می‌مونه. این راه رو اما خیلی دوست ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

بی‌خبری و بدخبری


1- روزهای سربازی، روزهای بی‌خبری است. یعنی از صبح تا شب مشغول كارهایی هستیم كه قاعدتا بی‌فایده است. این كارهای بی‌فایده و محیط پادگان و عدم دسترسی به اخبار هم مزید بر علت است. دو هفته‌ی گذشته تقریبا محروم از هر خبری بودم. پنج‌شنبه‌ی پیش فرصتی دست داد تا در یك مرخصی چند ساعته سری به تئاتر شهر بزنم و یكی از آخرین اجراهای «رومولوس كبیر» را ببینم. تئاتر بسیار زیبایی بود و بازی‌های ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

چرخ روزگار و روزهایی سرشار از خاطره


اين نوشته مربوط به 27 ابان است.یك سال پیش. دقیقا یك سال پیش در چنین روزهایی سخت درگیر پایان‌نامه‌ام بودم. روزها آمدند و رفتند تا سرانجام توانستم مجموعه ای را تحت عنوان «خانه‌ای برای فرهنگ ایران» برای دفاع روانه‌ی جلسه كنم. چیزی نزدیك به 3 سال از بهترین روزهای عمرم را برای آن گذاشتم. فكرها و نقشه‌های زیادی هم در سر داشتم. به بخشی از آنها رسیدم و حسرت برخی دیگر به دل‌ام ماند. ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

هشت هشت هشتاد و هشت


- بالاخره این روز رسید. پارسال به این روز خاص خیلی فكرمی‌كردم و كلی برنامه برایش می‌ریختم كه چه كارهایی می‌شود انجام‌داد و چه كارهای نمادینی می‌توان ترتیب‌داد. آن روزها نمی‌دانشتم كه تولد امام‌رضا (ع) هم در این روز خواهدبود. روزگار گذشت. آبان امسال كه آمدم سربازی حسرت بزرگی بر دلم ماند كه در این روز نیستم و احتمالا باید در پادگان بگذرانم. نمی‌دانید وقتی بعد از نماز از این‌جا به امام رضا (ع) ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

یازدهمین ماه‌گرد پایان‌نامه


(احتمالا وقتی این نوشته منتشربشه من مشغول خدمت مقدس! سربازی هستم) اما هفتم آبان، یازده ماه از روز دفاع از پایان‌نامه‌ام می‌گذره. روزهای پاییز گذشته، روزهای بسیار پرخاطره‌ای بود. انتظار طولانی برای تمام‌شدن و به‌نتیجه‌رسیدن کاری سه‌ساله، تلاش برای گرفتن مقدمه‌ی سید محمد خاتمی، تلفن‌های پیاپی به دکتر هادی خانیکی و خبر خوبی که سرانجام ۲۷ آبان ۱۳۸۷ رسید. یاد اون روزها بخیر. ناراحنم از این‌که بسیاری از سالگردهای پاییز‌های پرخاطره‌ی گذشته را نخواهم‌بود ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

سربازی


از تاریخ شنبه دوم آبان ۱۳۸۸، رسما دوران سربازی من هم شروع‌شده‌است. قبل از رفتن فرصتی نشد تا اینجا بنویسم. الان یه چند ساعتی مرخصی دارم و خب طبعا بعد از احوالپرسی و... مثه به معتاد خوب اومدم سر واینترنت و مشغول خوندن و دیدن و جبران کردن ۳ روز بی‌خبری‌ام. نمی‌دونم روزهای سربازی چه جوری می‌خواد بگذره، اما خب چند تا کتاب و مجله و... همراه خودم دارم تا اگر فرصتی شد بحونم. ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیم ...


روز، روز حافظ بود. چه باک که هر روزمان روز حافظ است. این شعر فال همین لحظه است، بی نیت اما ... و عکس هم یادگار سفر آذرماه گذشته ... صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیمبه دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیمدر میخانه‌ام بگشا که هیچ از خانقه نگشودگرت باور بود ور نه سخن این بود و ما گفتیممن از چشم تو ای ساقی خراب افتاده‌ام لیکنبلایی کز حبیب ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

چهارشنبه، بیست و سوم پاییز هر سال ...


پاییز، فصل دوست‌داشتنی‌ای است. پاییز با روزهای کوتاه‌اش، با رنگ‌های بی‌نظیرش، با سردی‌اش و با هوای‌اش، حس و حالی عجیب برای آدم می‌آفریند. پاییز را دوست‌دارم. سال‌ها پیش، پاییز برای‌ام فصل جنب و جوش بود و کارهای جدید. سرم به شعر و موسیقی، به کتاب و عکس و فیلم حسابی گرم بود. این روزها اما... زمانی مجموعه‌ی شعر «هی می‌روی و این جاده تمام‌نمی‌شود» حسن صلح‌جو، می‌شد همدم لحظه‌هام. شعرهای صمیمی و ساده‌ای داشت. ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

یادکردی از احمد زیدآبادی ...


آن روزها که چند نشریه‌ای هم‌چنان باز بودند و روزنامه‌نگاران را این چنین به‌بند نکشیده‌بودند، احمد زیدآبادی در شهروند امروز ستونی داشت به نام روزمرگی‌ها. در این ستون او گاهی از خاطرات و سفرهای‌اش می‌گفت و گاهی هم بسته به موضوع روز، مقاله‌ای می‌نوشت. هدف‌ام از این یادآوری، باز یادآوری احمد زیدآبادی است، اما چرا؟ دوشنبه‌ی هفته‌ی پیش لاهیجان بودم. قصدکردم تا از فروشگاه کلوچه‌ی نوشین، سوغاتی بخرم. ساعت حدود ۳ ظهر بود و ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

تلخ چون کینه / این می‌تواند پایان اعدام باشد


می‌ترسم از صبحی که با خبر تلخ مرگی آغازشود. چه شوربختیم که چنین هم شد. تمام شب را در فکر بهنود بودم. به فکر آنانی که بامداد را در کنار زندان گذراندند. به خستگی‌های محمد مصطفایی. به بهنود که شاید فردا را نبیند. به بخشش. به کینه. به مادری که داغ فرزند دارد. به پسری که سال‌های سختی را در حبس گذرانده. به جوانی که مرگ را بارها در کام خود چشیده.کاش نمی‌شد. کاش ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

کمی دیر اما ...


۱ ـ چند روزی سفر بودیم. در این هوا و این روزهایی که سخت و بی‌هدف می‌گذرد و انتظار طولانی سربازی رفتن، همه و همه سبب‌شد که دورشدن از این وضعیت کمی آرام‌ام کند.۲ـ پاییز شمال، بسیار زیبا بود و دلپذیر. افسوس که مانند بسیاری دیگر از بخش‌های این سرزمین، طعمه‌ی ساخت‌وساز‌ها و تخریب‌ها و متاسفانه زباله‌های شهروندان و دولت‌مردان شده‌است. دیدن وضع رقت‌انگیز جنگل گلستان، تخریب‌های ناشی از سیل (که آن‌ هم دلیلی ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

یادداشت برایِ مرد ِروشن که به سایه رفت* / برای احمد زیدآبادی


این نوشته را همان روزهای نخست بازداشت احمد زیدآبادی نوشتم. احمد را از نزدیک که نه اما از نوشته‌های‌اش می‌شناختم. از همان نوشته‌ها هم ارادتی به او یافتم. یک‌بار از نزدیک در دفتر شهروند امروز دیدم‌اش. از راه رسید. سلام و علیکی کرد و یک راست نشست پشت کامپیوتر. در تمام مدت هم مشغول بود. فقط وقت خداحافظی بلندشد. قطعا او مرا به یاد نمی‌آورد، اما من و امثال من، شرافت، صداقت و نجابت ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

برای پاییز که بی‌خبر نمی‌آید ...


۱ـ نیمی از سال را پشت سرگذاشتیم. این‌که چگونه بود گمان نمی‌کنم بر کسی پوشیده باشد. باری از این گذران سریع روزگار سخت گله دارم. ۲ـ پاییز را دوست‌دارم به خاطر همه چیزش. رنگ‌های‌اش، روزهای سردش و شب‌های طولانی‌اش. به ‌خاطر مهر و به خاطر مدرسه. ۳ـ پس از ۲۲ سال این اولین مهری است که نه دانش‌آموزم و نه دانشجو. یک سرباز بیچاره که از بلاتکلیفی مزمن رنج‌می‌برد، سرنوشت کسی است که بیش ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

هشتمین سال‌روز تولد بلاگستان فارسی


صادق در صفحه‌ی face off با اشاره به ۱۶ شهریور، زادروز بلاگستان پارسی، نوشته‌هایی را از دیگران درباره‌ی نقش بلاگستان فارسی در روزهای پس از انتخابات منتشرکرده‌است. او چنین نوشتههشت سال از ۱۶ شهریور ۱۳۸۰ -روزی که نخستین بلاگ فارسی نگاشته شد- می گذرد. در این مدت روز به روز هویت بلاگستان فارسی شکیلتر و تاثیرگذاری آن قدرتمندتر شده است. انتخابات ۲۲ خرداد امسال و وقایع پس از آن را می توان نخستین نقطه ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

برای این روزها که چه تندمی‌گذرد...


۱ـ این روزها، هرچند که خیلی تند می‌گذرد اما هر روز با خطی و خبری همراه است که گاه می‌تواند امید را بازبیاورد. سخت می‌گذرد این روزها و هرماه با بلاتکلیفی... ۲ـ امروز همراه بود با تصنیف تازه‌ی استاد شجریان و همراه با شعری از زنده‌یاد فریدون مشیری. تاثیرگذار و هیجانی. سهام بورقانی نکته‌ی خوبی را اشاره‌کردکه ۳۰ سال پیش و در تصنیف شب‌نورد، استاد می‌گفت "تفنگ‌ام را بده تا ره بجویم" و این ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

احمد زیدآبادی هم‌چنان دربند در زادروزـاش


Zeidabadi 5_r.jpgZeidabadi 4_r.jpg

 

نه ماهه ...


از پایان‌نامه کذایی نه ماه گذشت و ما هنوز بلاتکلیفیم. ای خداااااااااااا

 

آقای سردبیر در بیدادگاه چهارم


این تصویری از بیدادگاه چهارم است. در تمام طول این بیدادگاه، عزیزان به اصطلاح متهم، با چشمانی بی تفاوت شاید آرزو می کردند که این بازی مسخره تمام شود. این متن بی سر و ته به پایان برسد. همه سر تکان می دهند. چشمان محمد قوچانی را ببینید. چگونه بی تاب به آخر رسیدن این معرکه است. از این سو بدان سو می رود. دل ما لرزید. خدا به داد دل مریم باقی برسد

Quchani.jpg

برای عزیزان در بند و به بهانه‌ی آزادی سمیه توحیدلو


گاهی وقت ها خبرهایی کوتاه و یک خطی، دنیایی از شادی و امید برای آدمی همراه می آورد. برای مایی که روزهای زیادی است که چشم می کشیم تا خبری اندک خوش از دوستان و یاران مان بشنویم، خبر آزادی سمیه توحیدلوی عزیز، این میان یکی از بهترین خبرهایی بود که شنیدیم. به واقع او آزاده ای است که روزهایی سخت دربند مانده و باز آزادی را می چشد. سمیه توحیدلو، شخصیت و جایگاه ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

بازی روزگار و تکرار تاریخ


شامگاه ۲۸ امرداد ۱۳۸۵، وقتی خبرگزاری‌ها خبر از مرگ شعبان جعفری دادند، روزگار بار دیگر آن روی طناز خود را نشان‌مان داد. شعبان جعفری، مردی که حیات اجتماعی‌اش را وام‌دار نقش (منفی‌) اش در جریان کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ و ساقط‌کردن دولت مردمی محمد مصدق بود، درست در همان روز زندگی‌اش به آخر رسید. او که روزی لقب تاج‌بخش را به یمن بازگرداندن تاج و تخت پهلوی گرفته‌بود، ۲۸ سال بعد در غربت رفت.  ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

اعتماد ملی هم! رفت کنار اعتماد ملت!


یک خبر کوتاه و ساده: اعتماد ملی توقیف شد. خبری که صبح امروز شنیدیم و پس از تکذیب و تاییدهای بسیار سرانجام به واقعیت پیوست و سرانجام اعلام‌شد که این روزنامه توقیف‌شده است. اعتماد ملی به شماره‌ی هزار نرسیده به محاق‌رفت عجیب هم نباید باشد، بالاخره اعتماد ملی و شخص کروبی مدت‌هاست خار چشم هستند. نامه‌های افشاگرانه‌ی کروبی که ولوله‌ای عظیم برپاکرده، کارد را به استخوان رساند و آن‌چه می‌خواستند و نمی‌کردند، شامگاه ۲۶ ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

برگشت


بعد از آخرین نوشته‌های هفته‌ی گذشته، مشکلات متعددی برای وبلاگ به‌وجودآمد که باعث شد بای مدتی اینجا از کار بیفتد. چند روی هم وقت مرا اساسی گرفت تا دوباره به راه افتاد. با تغییراتی در ساختار و ارتقای میزبانی و مووبل‌تایپ ۴/۳ دوباره می‌نویسم ...

دیوارها را می‌توان پاک‌کرد اما حافظه‌ها را نه


برداشتی از عکسی از روزهای پس از انتخابات

i35_19357413.jpg

پی‌نوشت: این روزهای سبز و سرخ چنان در ذهن مردمان‌اش حک‌شده که هیچ‌گاه هیچ رنگی نخواهد توانست که آن را پاک‌کند. ذهن مردمان و حافظه‌ی مجازی این روزها، تا روز شیرین پیروزی و پاسخ‌گویی مسببان‌اش همچنان بیدار خواهدماند.

منبع: OLIVIER LABAN-MATTEI/AFP/Getty Images

مگو کین سرزمین شوره زار است* ...


تاریخ سرزمین ما گویی در نقطه‌ی صفر ایستاده‌است. یک خواست و یک آرزو، چون متاعی دست‌نیافتنی سینه به سینه در میان چندین نسل دست‌به‌دست شده‌است. افسون آزادی دل‌های مردمان این خاک را لرزانده و افسوس که به لعنت آزادی گرفتارشده‌اند و هم‌چنان در پی‌اش می‌دوند و جان می‌دهند و خون، شاید که اندکی از آن را برای زمانی کوتاه به‌دست‌آورند. یک‌صد سال پیش، آن روزها که محمدعلی‌شاه سرمست از منکوب‌کردن مجلس مشروطه به دست ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

برای دوستان دربندمان دعا کنیم ...


وقتی خواندم که سمیه توحیدلو از پدر و مادرش خواسته تا برای‌اش دعاکنند، فهمیدم که چه فشار سنگینی بر او واردمی‌کنند. دلم سخت لرزید، همان‌جا خیلی به یادـاش افتام و برای‌اش دعاکردم تا خداوند به او صبر و استقامت دهد تا این فشار بی‌امان را تاب‌بیاورد. امروز باز خبری با همین مصمون خواندم که محمدعلی ابطحی در دیدار با همسرش از وی خواسته تا برای‌اش دعاکنند. سمیه عزیز و ابطحی گرامی، دل‌های همه‌ی ما ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

بازی وبلاگی: از رسانه‌ی ملی تا رسانه‌ی همه‌گير


فانوس آزاد، بازی وبلاگی‌ای را پیشنهادداده‌است تا در آن اهالی وبلاگستان به تعریفی از رسانه‌ی ملی از دیدگاه خود بپردازند. او در نوشته‌ی خود می‌گوید: این روزها و با شرایطی که در صدا و سیما وجود دارد لزوم یک رسانه که واقعا ملی باشد مطرح شده. دوستانی در این زمینه پیشقدم شده‌اند و در حال فعالیت هستند. در گفتگویی که با چند تن از دوستان داشتیم ایده‌ی یک بازی وبلاگی پیشنهاد شد که در ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

ما بی‌شماریم: چند پوستر برای چهلمین‌ روز شهادت یاران


پیشکش به روان پاک همه‌ی جان‌باختگان رخ‌دادهای تلخ اخیر. راه‌شان پاینده باد و شهامت‌شان مانا

unlimited-2.jpg

unlimited-2.jpg

unlimited-2.jpg

هشت ماهی که گذشت و نفهمیدم


۸ ماه گذشت, درست مانند یک چشم بر هم زدن. این‌که می‌گویم زود گذشت با آسان گذشتن تفاوت دارد. در لحظه که هستیم, دیر و سخت می‌گذرد، اما تقویم را که نگاه‌می‌کنیم، صدامان از این سرعت درمی‌آید. باری، ۸ ماه پیش از پایان‌نامه‌ام دفاع‌کردم و پا به دوران بلاتکلیفی تحمیلی به مرد جماعت یعنی همان انتظار برای انجام عمل مقدس اما اجباری خدمت گذاشتم. وقتی می‌گویم بلاتکلیفی این به معنای تام و تمام آن ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

آه اگر آزادی سرودی می‌خواند ...*


روزهایی که گذراندیم‌ اگرچه تلخ همراه با واژه‌ای مقدس بود بیش از هر زمان دیگری. شاملوی بزرگ جایی می‌گوید تمامی الفاظ را در اختیار داشتیم و آن نگفتیم که به کار آید چرا که تنها یک سخن یک سخن در میانه نبود ـآزادی! این روزها که بسیاری از دوستان و یاران‌مان و فراتر از آن انسان‌های بی‌گناهی در زندان‌اند، از سرنوشت‌شان یا حتا جرم‌شان خبری نیست و خانواده‌هاشان دل‌نگران‌اند، آزادی بیشتر از همیشه در ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

روزنامه‌نگار ایرانی در انتظار اوباما


[چند روز پیش خبرنگار نیویورکر با مسیح علی‌نژاد مصاحبه‌ای انجام‌داده‌بود و به ماجرای درخواست مصاحبه‌ی او با باراک اوباما پرداخته‌بود. این ترجمه‌ی آن مقاله‌ است. مسیح می‌گفت با نشر و پخش آن، این درخواست را با صدای بیشتری به دیگران برسانید]لورا سه‌کور: روزنامه‌نگار ایرانی در انتظار اوباماروزنامه نگاران ایرانی نمی‌توانند از خطوط قرمز خاصی عبورکنند. آنها نمی‌توانند از رهبر انقلاب انتقادکنند، یا از برداشت رسمی از دین اسلام پرسش‌کنند و یا حتا در برنامه‌ی ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

برای مهسا امرآبادی و مسعود باستانی


شش هفته پس از انتخابات، این روزها زندان اوین، زوج خبرنگاری را زیر سقف خود دارد که به زودی خانواده‌ای سه نفره خواهندشد. آری، مهسا امرآبادی، خبرنگار روزنامه‌ی اعتماد ملی، از شامگاه ۲۴ خرداد و در حالی‌که باردار هم هست، در منزلش بازداشت شد. ۱۲ تیرماه، هنگامی که مسعود باستانی برای پیگیری وضعیت همسرش به دادگاه انقلاب رفته‌بود، او نیز بازداشت و زندانی‌شد. متاسفانه از سرنوشت این دو عزیز، به ویژه مهسا امرآبادی با ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

چهل روز گذشت ...


چهل روز از آن شنبه‌ی بهت گذشت، از آن روزی که مردم یک‌باره بیدارشدند و عزم آن کردند تا تومار دروغ در هم پیچند، نخست خواستند تا دروغ را با انتخاب راستی، کناره‌گذارند، نشد، یعنی دروغ نرفت، پس این بار خون‌ها و جان‌های‌شان را به‌میدان‌آوردند، شاید که این جوی، دروغ را برای همیشه از این سرزمین بیرون‌برد. چهل روز گذشت، برای ما شاید کمی آسان‌تر، برای آنان که فرزندان و عزیزشان در بند بودند ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

برای شادی صدر و شیوا نظر آهاری


Boghz.jpg

سهراب کشون ...


Sohrab.jpg

۴ هفته از دستگیری محمدعلی ابطحی گذشت


بامداد دوشنبه ۲۵ خرداد ماه، محمدعلی ابطحی در منزلش دستگیرشد. از سرنوشت او و بسیاری دیگر از زندانیان آن روزها خبری نیست. الان دقیقا ۴ هفته از موج گسترده‌ی دستگیری‌ها و یک ماه از روز سبز انتخابات گذشته است. این پوستر پیشکش می‌شود به ابطحی و همه دوستان و یاران این روزها دربندمان. بندانید هر روز به یادتان هستیم، مباد که حرف بازجوها را بپذیرید، ما به دستان خالی، با الله اکبرهای شبانه، راه‌پیمایی‌ها، ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

وبلاگ فرانسه


وبلاگ فرانسویـام هم راه افتاد. اسمش خمیازه‌های یک ذهنه و فعلا ترجمه‌ی کوتاهی از نوشته ‌های همین وبلاگ رو می‌ذارم توش. تا بعد که ببینم چه می شه. در این نشانی می‌شه خوندش

برای پدر ...


امروز، روز پدر است و مهم‌تر از آن زادروز مولا علی (ع). غریب است حال این روزگار و شگفت‌انگیز بازی‌های آن. در روزگاری که بی‌عدالتی‌ترین رفتارها به نام عدل علی می‌شود، باید جشن بگیریم زادروز او را. عدل علی، ترکیب زیبایی است که شنیدن‌اش آدمی را مشعوف که نمی‌کند هیچ، دل‌نگران برخوردهای خصمانه‌ای می‌شود که این روزها تن خسته‌ی ملت را هم‌آغوش روحی فسرده‌تر، به ژرفای تاریکی از خودکامگی سوق‌می‌دهد. باری! روز پدر است. ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

برای محمدعلی ابطحی که ۱۷ روز است نمی‌نویسد


۱۷ روز است که محمدعلی ابطحی نمی‌نویسد. ۱۷ روز است که چراغ وب‌نوشته‌ها خاموش است. پیشکش به او امید که زود بازگردد و دنیای وب فارسی را با نوشته‌های تندترـاش گرمی بخشد. وبلاگ او در مدت ۵ سال هر روز و در هر شرایطی به‌روز می‌شد به جز دو روز و هم‌زمان با درگذشت مادرش در بهمن ماه گذشته. اینک اولین بار است که او نمی‌نویسد. کاش فرزندانش، هر روز مطلب کوتاهی به عنوان ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

برای مهسا امرآبادی و دیگر دوستان دربند


امروز سال‌روز تولد مهسا امرآبادی، خبرنگار دربند روزنامه‌ی اعتماد ملی است که در روزهای پس از انتخابات بازداشت‌شده و از سرونوشت او خبری نیست. پیشکش به او و همه دوستان دربند

Mahsa 2.jpg

دوستان‌اش در اعتماد ملی می‌گویند که او باردار بوده است.

با آرزوی آزادی همه‌ی دستگیرشدگان روزهای اخیر و سلامتی آنها

دوستان و یاران‌مان را آزاد کنید: پوسترهایی برای دستگیرشدگان روزهای بعد از انتخابات


با گذشت ۱۹ روز از انتخابات ریاست جمهوری، تعداد زیادی از فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران، وبلاگ نویسان و نیز فعالان دانشجویی در بندـاند و از آنخا خیچ خبری نیست. باوجود فشارهای نهادی حقوق بشر و نیز برخی چهره‌ها و احزاب داخلی، هنوز هم این چهره‌ها زندانی‌بوده و از سرنوشت آنها گزارشی دردست نیست. نگرانی‌های موجود بر آن ام داشت تا به سهم اندک خود برای آزادی این دوستان پوسترهایی را آماده کنم. این پوستر تقدیم ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

آغاز پروژه‌ی اعترافات ساختگی


Eteraf.jpg

روزهای بعد از انتخابات


Tajzade.jpg

بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ ‌نویسان ایرانی


ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند. - ما قانون‌‌شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

از آن شور هفته‌ی پیش تا بهت این هفته، چه گذشت بر ما؟


یک هفته زمان اندکی نیست، به‌ویژه آن‌که در بهت هم بگذرد. بامداد شنبه‌ی گذشته، شما نیز قطعا چون بسیاری دیگر، هم‌زمان با ارائه‌ی نتایج، تعجب‌تان افزوده‌می‌شد. بگذریم که شنبه‌ی بهت با اعلام رای ۲۴ میلیونی محمود احمدی‌نژاد به پایان‌رسید و از فردای آن، این بیداری مردم بود که رخ‌نمود. مردمی که با حضور بی‌سابقه‌ی خود، به نتیجه‌ی انتخابات و تقلبات گسترده در آن اعتراض‌داشتند، رای‌های خود را می‌جستند و نمی‌خواستند هیزم این آتش افروخته ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

برای ابطحی


در این روزهای بهت و عجب، چشم‌های گشاده‌ی ما و گوش‌های به‌هوش‌مان، هر دم خبری می‌رسد. خیلی از دوستان وبلاگ‌نویسان، یک هفته‌ای است خبری نیست ازشان. نمی‌دانم چه می‌کنند، در بنداند و نمی‌نویسند یا نباید بنویسند، سمیه توحیدلو، کریم ارغنده‌پور و محمدعلی ابطحی. امید که هر چه زودتر خبری خوش بشنویم ...

abtahi.jpg

سید محمد خاتمی در مشهد


فردا سه‌شنبه، ۱۹ خرداد، سید محمد خاتمی در مشهد سخنرانی خواهدداشت. استادیوم تختی (سعدآباد) کارگران، میدان تختی فردوسی ساعت ۱۷،

Khatami_09.gif

مناظره‌ی امشب: حقیقت بی‌حجاب، روسیاهی زغال، اینک می‌شود آسان‌تر تصمیم گرفت.


منظاره‌ی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، از مدت‌ها قبل یکی از چالش‌های پیش روی اصلاح طلبان بود. این‌که چه بحث‌هایی گفته‌می‌شود و نتیجه‌ی آن در شناخت مردم و ریزش احتمالی آرا به نفع یا به ضرر یکدیگر بسیار وضع حساسی را به‌وجودآورد. اما خوشبختانه شروع هوشمندانه‌ی کروبی و پاسخ‌های موسوی باوجود شیطنت‌های پیاپی مجری مسیرمناظره را به سمتی برد که تنها نقد وضع موجود بود و ارائه‌ی راه‌حل‌ها. گمان می‌برم توضیحات مبسوط ابتدایی کروبی ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

در آغاز هفته‌ای سرنوشت‌ساز: آقای قطبی! امیدمان به شماست ...


فردا، آغاز هفته‌ای سرنوشت‌ساز برای ماست. تیم ملی کشورمان، که با سیاسی‌ کاری‌های مدیران‌اش، شرایط بسیار سختی برای صعود دارد، نیم‌روز شنبه، در زمین کره‌ی شمالی به مصاف این تیم می‌رود. باخت بی‌سابقه به عربستان در ورزشگاه‌ آزادی، برکناری علی دایی، انتصاب ۱۵ روزه‌ی محمد مایلی‌کهن، عزل وی و سپس انتخاب افشین قطبی، شرایط پیچیده‌ای را در برابر ایران قرارداده‌است. این اما شگقت‌انگیز نیست. ورزش ایران از  امرداد ۸۴ و آغاز به کار دولت ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

حمله احمدی‌نژاد به کرباسچی در مشهد


کمتر از ۲۴ ساعت پس از پخش قیلم کروبی، احمدی‌نژاد در مشهد چنین گفت:در تهران فردي را محاكمه كردند و در تلويزيون نيز محاكمه او به طور مستقيم پخش شد و آن فرد در حضور قاضي اعتراف كرد كه بيش از 250 ميليون تومان از بيت المال را در سال 73 ، 74 و 75 هزينه كرده است و اين در حالي بود كه مردم در حال خرد شدن بودند. آن مدير اعلام كرد ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

پروین سلیمانی درگذشت و به فرزندش پیوست.


زمستان پارسال که رفتم قطعه‌ی هنرمندان، مزار حسین فرهادپور، نوازنده‌ی فقید قیچک و رهبر گروه صبا توجه مرا جلب‌کرد. عامل تعجب هم چیزی نبود جز آرزوی پروین سلیمانی، مادر حسین فرهادپور، که آرزوی رسیدن هر چه زودتر به فرزند را داشت. امشب شنیدم که متاسفانه پروین سلیمانی درگذشته و به وصال فرزند رسیده است. یاد آن سنگ مزار افتادم، بد ندیدم شما هم ببینید. روان هر دوی ایشان شاد. تسلیت ویژه هم به ماه‌چهره ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

فیلم کروبی، صریح، شفاف، همگن و همه‌گرا ...


فیلم کروبی هم پخش شد و حالا خیلی راحت‌تر می توانم قضاوت کرد، فیلم کروبی رو در دو بخش محتوا و فرم می توان بررسی‌کرد. از نظر فرمی، خوش ساخت بود، باوجود ریتم کند آغازین، آرام آرام هوب پیش رفت، به موقع قطع‌شد، از درازگویی پرهیزکرد و پرداخت خوبی داشت. از نظر محتوایی هم می‌توان گفت تابوشکنی بود، حرف‌هایی زد که به قول کرباسچی بعضی‌ها جرات بیانشو تو خونشون هم حتا ندارن. چهره‌هایی رو ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

وقتی انار هم می‌تونه سبب بدبختی باشه ...


این عکس رو ببینید. این موقع سال و انار. تعجب نکنید. این هم از دستاوردهای دولت نهمه. انار هندوستان در سرزمینی که سال‌ها یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان انار دنیا بوده و در کنار هندوستان و آمریکا سهم عمده‌ای در تامین نیاز انار جهان داشته. حالا این انار و این بازار عجبا ... ظاهرا خیلی وقته که دیگه این شهر مصداق نداره : صد دانه یاقوت دسته به دسته با نظم و ترتیب یک جا ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

وقتی مردم میان امامان هم تبعیض می ذارن...


این عکسی از یه صندوق برای کمک به بازسازی عتبات است. ببینید که صندوق کربلا چقدر پرپول تر از بقیه صندوق هاست. حتا از نجف. در رده های بعدی هم کاظمین و سامرا هستند. قضاوت با خودتون

فوتوبلاگ ...


عكس‌بلاگ يا همان فوتوبلاگ من هم از اين به بعد فعال است و در اين نشاني مي‌توان آن را يافت. نام آن سوي سرد يك نگاه يا cold side of a glance است.

در فراخی يكی از اردی‌بهشتی‌ترين روزها، بيست و هشت‌ ساله می‌شوم ...


سربرمی‌آورم از كران بیهودگیمی‌نگرم از پس حجم قیرین تلخ‌كامی،پدرم را، مادرم را،می‌بینم كه چه سرخوش آینده‌ی كودك‌شان را از میان غریو همراهان‌شان در خیابان، بهتر می‌‌یابند،برادران‌م رامی‌بینم كه چه جسورانه مام میهن را با جان خویش سودامی‌كنند،آری! واین‌گونه سربرآوردم در آغاز پایان مبارزه‌ها، از دل رویاهای بربادرفته‌ی نسلی و چه می‌دانستم كه خود نیز چندی بعد با همان رویاها دست به گریبان خواهم‌بود.گام به گام آمدم وچاره‌ای جز آن نبود،خروش خاكستری یك دهه، می‌رفت ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

دويستمين نوشته ...


200post.gif

سرانجام، تعداد نوشته‌های من به دويست رسيد. اين اون تعدادی است كه از اول يعنی آذر 81 نوشتم تا حالا. اصلا آمار خوبی نيست. ولي خب ...

 

سهم مردم از باغ ملك‌آباد ...


امروز توی شركت بودم. همچی دلم گرفته‌بود، گفتم برم یه هوایی بخورم. شركت تو بلوار ملك‌آباده، (یاد اون درختای سپیدارش بخیر!) بگذریم. رفتم بالای پل عابر پیاده تا از اون بالا هم باغ رو ببینم و هم یه هوایی بخورم. اما چشمتون روز بد نبینه. بله شهرداری محترم، صفحه‌های پلاستیكی تیره‌ای رو در جداره‌ی پل نصب كرده‌بود تا باغ دیده‌نشه. لابد به دلیل مسایل امنیتی دیگه (اما گوگل‌ارس كامل همه چیو نشون می‌ده) دو ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

حاج آقا! موسيقی شنيدن بدتره يا دروغ شنيدن ...؟


چند روز پیش به دلیلی با یكی از آقایون روحانی جایی بودم. حرف‌های مختلفی پیش‌اومد و در لابه‌لای كلام، حرف از این زد كه «ما تلویزیون نگاه‌نمی‌كنیم و اصلا برنامه‌های تلویزیون رو نمی‌بینیم، فقط گاهی اخبار یا بعضا سخن‌رانی‌ها رو می‌شنویم. حتا بچه‌ها هم نمی‌بینن و ...» همین‌جوری داشت ادامه‌می‌داد و بقیه‌ رو هم توصیه‌می‌كرد كه نبینن چرا كه موسیقی پخش‌می‌شه و نامحرم نشون‌می‌ده و لهو ولعب و گناه‌داره و بركت می‌ره از زندگی‌تون ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

آخرین روز سال ...


آخرین روز سال هم گذشت. سالی که 366 روز داشت و این روز آخری سردرگم در این‌که بالاخره، سی‌ام اسفند ۱۳۸۷ بود یا ۱۳۸۸ . هر چه بود گذشت و از فردا سالی جدید آغازمی‌شود. یه عالمه تصمیم‌های جدید، خط و نشان‌ها، برنامه‌ها و آرزوها ...به من این روز آخری عجیب چسبید، داشتن یک روز اضافه حسابی حال می‌ده حیف که این دزدیدن لپ‌تاپ بدجوری این هفته‌ی آخری تو پرم زده بود.تا چهار سال ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

فال حافظ ...


صبا ز منزل جانان گذر دريغ مدارو زو به عاشق بي‌دل، خبر دريغ مداربه شكر آن‌كه شكفتي به كام بخت، اي گلنسيم وصل، ز مرغ سحر دريغ‌ مدارحريف عشق تو بودم، چو ماه نو بوديكنون كه ماه تمامي، مظر دريغ مدارجهان و هر چه در او هست، سهل و مختصرستز اهل معرفت اين مختصر، دريغ مداركنون كه چشمه‌ي قندست لعل نوشين‌اتسخن بگوي و ز طوطي، شكر دريغ مدارمكارم تو به آفاق مي‌برد شاعرازو وظيفه ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

بهار و باز هم بهار ...


بهار آمد، هميشه از اين‌كه آغاز سال با آغاز بهار هم‌زمانه خوشحال بودم. فرهنگ و شعور پيشينيان در انتخاب اين مبنا واقعا زيبا و تاثيرگذازه. سال نوی همه مبارك. اميدوارم كه سالی نيكو، خوب و سرشار از پيروزی و بهروزی در انتظارمون باشه. ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

باز هم مرگ یک وبلاگ‌نویس


داشتم مطلبی درباره‌ی ویژه‌نامه‌های نوروزی روزنامه‌های مختلف آماده می‌کردم که یه‌هویی فهمیدم دوباره یکی از وبلاگ‌نویس‌ها در زندان درگذشته. خبر بسیار تاسف برانگیزی‌ست. کام همه‌مون تلخ کردك به ویژه که دانستیم فعلالان حقوق بشر در این باره هشدار هم داده‌بودند اما متاسفانه امیدرضا میرصیافی این عید رو در میان‌مان نخواهدبود. این ضایعه رو به خونواده‌اش، دوستاش و همه‌ی وبلاگ‌نویسان آزاد ایران تسلیت می‌گم. روح‌اش شاد

لپ تاپی که دزدیده شد ...


1- امروز صبح اتفاقی که همیشه ازش واهمه داشتم افتاد و لپ تاپ ام رو دزدیدن. اونم از توی صندوق عقب ماشین. و به راحتی همه ی اطلاعات و کارهای چند سال بر باد رفت. فاجعه ای که تا مرز سکته منو برد وقتی در صندوق عقب و باز کردم و کیف نوت بوک رو ندیدم ... 2- امروز یه اتفاق مشابه هم برای یکی از آشناها افتاده بود. کیفش و حاشیه خیابان اون ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

به احترام احمدرضا احمدی


امروز  روزنامه‌ی اعتماد ملی در ضميمه‌ی گزارش و تحليل (صفحه‌ی 18) مصاحبه‌ی جالبی با احمدرضا احمدی به مناسبت انتشار مجموعه‌ی شعرها‌اش انجام‌داده‌بود. اين‌جا گفتم كه قصد ساخت تقويمی با شعرهای او دارم و نيز از خاطره‌يی صحبت‌كردن با او . امروز كه روزنامه را خوندم، دل‌ام خيلي گرفت چرا كه سال تموم شد و تقويم به چاپ نرسيد، يعني عملا هم زمان گذشته‌بود و هم  كسي ريسک چاپ رو انجام‌نمي‌داد. بگذريم حالا بايد به ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

غيبت ناخواسته


روز چهارشنبه، 4 مارس، اعتبار دامنه‌ی این وبلاگ به پایان رسید و از آن‌جا كه دامنه‌های .ir از طریق پانل www.nic.ir كنترل می‌شوند، هیچ ای‌میلی مبنی بر پایان اعتبار هم نیامد و ناگهان روز پنج‌شنبه همه‌چیز تمام. پنج‌شنبه و جمعه هم كه تعطیل بود و اصولا كار آن‌لاین هم كه در این مملكت معنا ندارد، رسید تا روز شنبه و بالاخره بعد از پرداخت هزینه، دیروز عصر سایت و دامنه برگشتند. خوشبختانه چیزی به‌هم ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

اردوی تيم ملی خيانت است به ملت!


تعجب نكنید، متن بالا یك شعار تبلیغاتی نیست، حوانی عصبانی هم آن را فریاد نمی‌زند، مسوولی هم آن را واگویه نمی‌كند. این حرف، حرف مردمانی است كه در آتش تند انقلاب می‌سوختند و همه چیز را دگرگونه می‌خواستند. اینان همه‌ی مظاهر به‌جا مانده از دوران پیشین و رژیم گذشته را یكسره زیرسوال می‌بردند و خط قرمز بر آن می‌كشیدند. و عجبا كه زندگی و عمر خود در آن زمان را كه به جبر تاریخ ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

سه ماه گذشت


سه ماه از فارغ‌التحصیلی گذشت. انگار همین دیروز بود. این روزها این‌قدر تند گذشت كه اصلا نفهمیدم چی‌شد. خیلی فكر و برنامه داشتم، اما افسوس كه ...پریروز دفترچه‌ی سربازی رو فرستادم و حاال باید منتظر بمونم تا كی برم خدمت. یه علافی و وقت تلف‌كنی بزرگ 2 ساله كه همه‌ چی رو به هم می‌ریزه. اما چاره چیست. باید این بیگاری رو انجام داد و هزارن فرصت را سوزوند. امر دوستان بر اینه و ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

چهل و هشتم


rassul.gif

برگشتم ...


كار انتقال مطالب و بازسازی وبلاگ براساس مووبل‌تايپ 4.23 و تغييرات قالب و انتقال خوراك و ... تموم‌شد. اوه ...

دوباره تغيير ...


نمی‌دونم چی‌می‌شه كه یه‌هویی تصمیم‌می‌گیرم این‌جا رو به‌هم‌بریزم. امروز هم دوباره سایت رو پاك‌كردم و سعی‌كردم با برنامه‌ربزی بهتر بسازم‌اش. فكرمی‌كنم یه 10 روزی طول بكشه تا همه‌ی نوشته‌ها رو برگردونم. احتمالا موویل‌تایپ جدید هم نصب‌بكنم . تا بعد

اربعين ...


Arbaeen.gif

پايان‌نامه و 2 ماه كه به سرعت گذشت


اون روزهایی كه به‌طور جدی پایان‌نامه داشتم، یعنی چیزی حدود 2 سال، همیشه آرزوم این بود كه اگه درس‌ام تموم بشه این كار رو می‌كنم و اون كار رو. فكرمی‌كردم دیگه به همه‌ی كارای عقب‌افتاده و اون چیزایی كه می‌خوام می‌رسم، حالا بعد دو ماه كه اصلا نفهمیدم چه‌جوری گذشت، به هیچ كدوم از اون چیزایی كه می‌خواستم نرسیدم. ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

مقدمه‌ی سيدمحمد خاتمی برای پايان‌نامه‌ام


پایان‌نامه‌ی من، با عنوان خانه‌ای برای فرهنگ ایران، نگاهی داشت به شرایط كنونی جهان و رویكرد فرهنگ‌ها (تمدن‌ها)ی گوناگون در این شرایط. با مبنا قراردادن گفتگوی فرهنگ‌ها و رویكرد پیوند فرهنگی و نیز كنكاش در رویكرد جهان‌گرا در تاریخ فرهنگی سرزمین ایران، تلاش‌شد تا با دریافتن اصولی معمارانه، دست به طراحی خانه‌ای برای فرهنگ، به‌عنوان نماینده‌ی فرهنگی ایران، بزند. شهر بروكسل باتوجه به ویژگی‌های متعدد-اش، میزبان این طرح‌شد. با رابطه‌ای كه با موسسه‌ی گفتگوی ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

بهمن شد، به‌همين سادگی


یك‌ماه پیش دقیقا اولین روز زمستان، یعنی اول دی‌ماه تخت جمشید بودیم (من و بانو!) صبح زود، هنوز 8 نشده رسیدیم اونجا، بلیط‌فروش تازه درب كیوسك و بازكرده بود و بخاری برقی رو زده‌بود تو برق كه دوتا آدم به‌ظاهر عاقل بلیط خریدن. اون دوتا آدم عاقل كه ما باشیم، واقعا سرشار از احساسات شگفت‌انگیز بودیم. فكر می‌كنم سه ساعت اونجا رو كاملا گشتیم و عكس گرفتیم و واقعا لذت‌بردیم. تاحالا اونجا رو اینقدر ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

آخيش! تموم‌شد ...


بالاخره تموم شد. تازه از دانشگاه برگشتم. يه روز عجيب، پر اضطراب، جذاب والبته به‌یادماندنی گذشت. اون روزی كه خیلی وقته انتظار می‌كشیدم. حسابی شلوع‌شده بود. دوستای زیادی لطف‌كردن اومدن. مثه اون روزای اول دانشگاه! یادش بخیر. متاسفانه استاد مشاورم به‌دلیل تاخیر پرواز نتونس بیاد. از ساعت 10 تا 1. سه ساعت سرپا، روز خاصی بود. آخرین سوتی رو هم دم در دانشگاه دادم، وقتی كعه انتظامات پرسید دوربین داری، منم راستشو گفتم و ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

پايان‌نامه ...


الان ساعت 7 صبح 7 آذره. تا 2 ساعت دیگه باید دانشگاه باشم. از استرس دارم می‌میرم. همه‌ی وسایلو گذاشتم تو ماشین. سه روزه نخوابیدم.
اما خب بالاخره باید تموم‌شه. دست بانو هم حسابی دردنكنه این سه روز و البته این 3 سال پا به پای من اومد

.

my-thesis-3.gif

 

كمتر از 24 ساعت تا پايان‌نامه


الان صبح چهارشنبه‌اس، تقريبا كارها تمومه، به ذره از ماكت مونده، اما شاسی‌ها رو گرفتم. دو روزه كه نخوابيدم. دارم می‌ميرم از استرس. فكرمی‌كنم خيلی آماده نباشم ...

my-thesis-2.gif

پايان‌نامه و ديگر چيزها


ظاهرا بايد جدی‌جدی دفاع‌كنم. امروز سه‌شنبه‌ اس و تا پنج‌شنبه چيزی نمونده. ساعت 9 صبح. هنوز معلوم نيست استاد مشاورم بتونه بياد. حسابی استرس دارم. اين طولانی‌شدن زمان باعث‌شده تا يه چيزايی از اون اولا يادم‌بره. می‌ترسم. حس عجيبی است...

my-thesis-1.gif

فارغ‌التحصيل می‌شويم ...


سرانجام بعد از 9 سال، وبه‌ويژه سه سال كار روی پايان‌نامه، قراره پنجشنبه 7 آذر جلسه‌ی دفاع برگزاربشه. گوش شيطون كر فارغ‌التحصيل می‌شويم (با لهجه‌ی مديری)

نمايش بيگانه از آلبر كامو - نمايشی به زبان فرانسه در مشهد


 با تعدادی از دانشجویان فرانسه و البته به كارگردانی و همكاری سه تا از بهترین كارگردان‌های تیاتر مشهد، چند روزی هست كه تیاتر بیگانه كه اقتباسی از داستان بیگانه، نوشته‌ی آلبر كامو است را به روی صحنه بردیم. این نمایش به زبان فرانسه است و با بالانویس فارسی از 21 تا 24 خرداد در سالن شهید هاشمی نژاد مشهد ساعت 6:30 بعدازظهر اجرا می‌شود. اگر مشهد هستید و فرصت دارید حتما بیایید. تماشای آن ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

منتظر يا گارسون - وقتی چاوز، كاسترو، مورالس و اورتگا در زمره‌ی منتظران موعود قرارمی‌گيرند


چندی پیش از طریق لینكی به وبلاگ منتظر واردشدم. راستش اول از آدرس متعجب‌شدم. waiterواژه‌ای انگلیسی است و معمولا به‌معنای گارسون به‌كارمی‌رود، هرچند با افزودن er به پایان مصدر حالت صفت فاعلی گرفته، اما معنایی كه از آن برداشت می‌شود گارسون است نه منتظر یا انتظاركشنده. در فرهنگ لغات هم همین معنا در ابتدا آورده‌شده است. از نام وبلاگ گذشتم، ولی خداییش لوگوی آن بدجوری شگفت‌زده و عصبانی‌ام كرد. در سمت چپ لوگو، عكس ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

نخستين اسكناس‌های جمهوری اسلامی


پس از پیروزی انفلاب، یكی از كارهایی كه از سوی دولت موقت و بانك مركزی انجام‌شد، طراحی و چاپ و امحای اسكناس‌های پیشین بود. از آن‌جا كه تغییراسكناس‌ها و جایگزینی اسكناس جدید زمان‌بر بود و هزینه‌ی گزافی داشت، تصمیم بر آن شد تا ابتدا، اسكناس‌های جدید در حالی چاپ‌شوند كه سه خط مورب بر چهره‌ی شاه و نیز در تصویر محو اسكناس قرارگیرد. سپس اسكنا‌س‌هایی با تصویر مردم و حرم امام‌رضا نیز چاپ‌شد. پی‌نوشت: حالا ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

همايش روزی پاك، زندگی سالم يا اشتغال‌زايی برای روحانيان


چندی پیش در یكی از شهرهای شرقی، همایشی با عنوان «روزی پاك، زندگی سالم» به همت سازمان دامپزشكی و جهاد كشاورزی برگزارشد، منظور از روزی پاك، گویا گوشت پاك یا همان ذبح شرعی بوده‌است. از سراسر كشور روحانیون بسیاری به بیرجند دعوت‌شده‌بودند تا در این همایش شركت‌كنند. این‌كه در طی همایش چه گذشت مهم‌نیست اما نتیجه‌ی كار كمی عجیب بود. تصمیم بر این شد تا در هر كشتارگاه، اتاقی برای یك روحانی اختصاص داده‌بشه ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

امروز دوم خرداد بود، سيدمحمد خاتمی از ورای عكس:همين!


11 سال پیش من یه رای اولی بودم. این اولین انتخابات بود و من هم كه سرم درد می‌كرد واسه این جور كارا، از اردی بهشت دیگه حسابی گیر دادم به انتخابات. همه جا بحث همین بود. خاتمی یا ناطق. یادمه با اون سنم اینقدر سنگ خاتمی رو به سینه می زدم و با بزرگترا بحث می كردم كه حوصله همه سررفته بود. دوره‌ی عجیبی بود. یه حس خاص مردم رو سوق می داد ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

تا بعد ...


فعلا خيلی گرفتارم. بايد تا پايان تيرماه دفاع كنم. كارام هم خيلی عقبه. ان شا الله بعد دوباره با قالب جديد و شرايط بهتر برمی گردم. تا بعد ...

در حال بازسازی هستم ...


ببخشيد، به دليل پاره ای دگرگونی‌ها، تا چند روز در حال به روز رسانی و تغيير هستم. اين قالب هم تنها آزمايشی است.

روز تولد من


دوشنبه‌ی گذشته نهم اردی‌بهشت، رفتم تو 27 سالگی. راستش اون روز خیلی غمگین بودم. اصلا باورنمی‌كردم و هیچ آمادگیشو نداشتم تا یه سال بزرگ‌تر بشم. یه جورایی فرارمی‌كردم از فردا.نمی‌دونم این چه آفتیه در نسل ما. واقعیت هم اینه كه جامعه اصلا شرایط خوبی نداره و همه چی ناامیدكننده است. روزگار برای مایی كه می‌هواین تو این وضعیت آیند‌ه‌مونو بسازیم و بار یه زندگی رو هم بكشیم خیلی سخته.یه زمانی 27 سالگی برام یه ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

هديه به بالاترينی‌ها و فعلا خدانگهدار ...


چندين ساله كه يه سال‌نماي ديواري و روميزي طراحي مي‌كنم و به تعداد محدود آماده كرده و به دوستان مي‌دهم. امسال هم چنين كردم و اينك اين تقويم هديه من به همه‌ي دوستاني كه سر مي‌زنن، اگر مي‌خواهيد نسخه‌ي مناسبچاپ داشته باشيد اينجا كليك كنيد: (حجم: 1/38 مگابايت)راستش خيلي از زندگي عقب افتادم و حسابي هم اعصابم خرابه، نمي‌دونم اين اينترنت لعنتيه چيه كه بدجوري آدمو پابند مي‌:كنه، لامصب اولين كليكو بكني، بيچارگيت شروع ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

اللهم احفظ (رهبرنا)! بالقران ...


 به خاطر اتفاقی كه افتاده بود، توی این ده روز مدام مسجد بودم و تعزیه و تاجایی كه جاداشت اراجیف جماعت مداح و آخوند رو شنیدم و هی با اعصاب خراب برمی‌گشتم خونه. این دوستان واقعا موجودات عجیبین. روزای اول از این‌كه هی بگن «خواهران محترمه» و «همسر مكرمه» و «از لسان صاحبان عزا» حسابی حرص می‌خوردم، اما خب چاره‌ای نبود باید تحمل می‌كردم. این‌كه هی لابه‌لای حرفا و فاتحه خوندنا واسه نظام و ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

امان از جاده‌ها كه می‌برند و نمی‌آورند : تورو به هر چی باور داريد، كمی احتياط كنيد


درست هفته‌ی پیش، حدود ساعت 5/3 بعدازظهر، در مسیر بستان‌آباد-تبریز و در فاصله‌ی تقریبا 10 كیلومتری تبریز، یك تریلی (بونكر) درحالی‌كه تعدادی اتوموبیل به‌دلیل ترافیك ازحركت ایستاده و پشت‌سرهم متوقف بودند، به این خودروها برخوردكرده و باعث كشته و زخمی‌شدن تعداد زیادی از هم‌وطنانمان شد. این واقعه‌ و بسیاری از حوادث تاثربرانگیز از این دست، متاسفانه در ایام نوروز فراوان اتفاق‌افتاد ولی هیچ بازتابی در رسانه‌های داخلی نیافت. بازتاب واقعه‌ی تلخ فوق در فارس ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

يك معمار هم در كوزه‌ی بازی وبلاگی (مجمع‌الجوادين) افتاد !


 از حدود دو هفته‌ي پيش كه عصيان بازي وبلاگي عكس 13 سال پيش رو (البته به‌ گفته‌ي خودش به‌جاي دروغ 13) راه‌انداخت، قرباني‌هاي بسياري توي اين كوزه‌ افتادند، كوزه‌اي كه آرش اسم مجمع‌الجوادين رو روش گذاشت و خودش هم پشت بندش افتاد توش. تا حالا به جز كمانگير، آواي موج، دست‌نوشته‌ها، آزاده، آق‌مجيد،  لافكاديو (كه بعدها به‌دلايل امنيتي! پاك‌كرد)، حرف حساب، تلخ‌نوشته‌ها، سيروس و يوزپلنگ هم شركت‌كردن. اين دوستان هم باز كساي ديگه‌اي رو ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

آيا به كودكان‌مان می‌آموزيم با پول چگونه رفتار كنند؟


دیروز و در یك مهمانی، كودكی دفتر تمرین نوروزی‌اش رو همراه آورده‌بود، برای تفنن، شروع به ورق زدن كردم كه یه‌هو چشمتون روز بد نبینه، یه اسكناس 200 تومنی رو دیدم كه با چسب رازی به برگه‌ی دفتر چسبونده‌شده بود و روش هم جناب معلم آرزوی سلامتی و سبزی و ... كرده بود، اعصابم به هم ریخت، چند صفحه بعدتر یه 50 تومنی هم به همین سرنوشت دچارشده بود.با خودم فكركردم كی قراره به ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

درگذشتگان سال 86 از ميان چهره‌های شناخته‌شده


بهار امسال درحالی آغازشد كه سال 86 بسیاری از مسافران خود را جاگذاشت و به نوروز امسال نرساند. در میان خیل ازدست‌رفتگان این سال، چشم ما به چهره‌های شناخته‌شده و تاثیرگذاری (اعم از ایرانی و غیرایرانی) می‌خورد، كه نبود هر كدام‌شان مصیبتی سخت‌بوده است و برای بسیاری این فقدان باورناكردنی است. امیدوارم كه روان همه ی ایشان شاد باشد.رفتگان سال 86 از 5 فروردین كوچ آغازكردند و تا پایان این سال بسیاری دیگر نیز ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

آغازی دوباره، ذهن واره‌های يك معمار : نگاه بی‌قاعده‌ی يك معمار به پيرامون‌اش


اين روزها و پس از نزديك به سه سال وب‌نويسي جسته و گريخته و يك‌سال حضور پيوسته‌تر ، بيش از دويست نوشته‌ي كوتاه و بلند، ارزشمند و بي‌ارزش،  علمي و گاه‌نوشته در وبلاگ پيشين‌ام منتشركردم. حال و در آستانه‌ي سال نو، تصميم به اسباب‌كشي به نشاني‌ي تازه‌ام كردم. پس دو سه هفته كلنجار رفتن با movabletype ،بالاخره توانستم اين سايت و قالبش را آماده‌كنم. مي‌كوشم تا آرام‌آرام تمام نوشته‌هاي قبلي را به اينجا منتقل ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

يك روز در بالاترين - خاطرات يك تازه‌وارد در اولين روز بالاترينی


خب به سلامتی اولين روز در بالاترين هم طي‌شد و من كه حسابی داشت انرژی‌ام تموم می‌شد بالاخره يه كمی انرژي پيداكردم و دوباره راه افتادم. واسه يه تازه‌وارد احتمالا روز اول بايد جالب باشه. مي‌نويسم فقط اميدورام palang7، عصبانی نشه و نگه كه ما بالااولی‌ها خيلی لوسيم و همه لی‌لی به لالامون می‌ذارم (البته شوخي‌كردم)اول اينكه از ديروز تا حالا 129 نفر ديگه هم بالاتريني شدن. خب، دوم اينكه مثه بقيه با 100 ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

بالاخره ما هم افتاديم تو بالاترين! خاطرات پشت درمونده


امروز سرانجام، قرق شكست و من هم با یك فروند دعوت‌نامه، خوشحال و خندان، با نخود و كیشمیش، رفتم بالاترین و ثبت نام كردم. از قضا بنده ساعت 5 و 11 دقیقه، 27 بهمن ماه شدم 12232 عضو بالاترین، یه نسل سومی فرد اعلا، كه حسابی دیررسیده.راستش من هر وقتی قوانین بالاترین و می‌خوندم، حسابی ترس برم می‌داشت كه عجب سیستم سختیه و چقدر هم پیچیده‌است، رای دادن، اعتبار، انرژی، عنوان‌ها و همه و ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

آغاز غيرقانونی تبليغات انتخابات مجلس !


فكر نمی‌كنم هنوز زمان تبلیغات شروع شده باشه و مجوزی هم داده باشن، اما دو روز پیش ، پیام كوتاهی به من رسید (كه احتمالا به خیلی‌های دیگه هم رسیده) از طرف حامیان علی فلاحیان. حتما ایشونو می‌شناسید، وزیر اطلاعات دولت هاشمی رفسنجانی كه معرف حضور قطعا هستند، حالا ایشون برای مجلس هشتم از مشهد (!!!) نامزد شدن و گروه اصولگرایان مترقی را هم تشكیل دادن. به اینا كاری ندارم ولی تبلیغ با پیام ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

بالاترين و ماجراهای دعوت‌نامه‌ها


يه 24 ساعتیه كه بالاترین، امكام عضوگیری از طریق دعو‌ت‌نامة‌‌ی كاربران برتر خودشو رو داده، من‌هم مثل خیلی‌های دیگه یه مدتی هست كه پشت در موندم. از این خبر هم خیلی خوشحال شدم. بگذریم كه در این مورد هم مواضع مخالف و موافق بسیاری گفته‌شده، اما نكتهْ جالب اینهكه، مدتهاست تعداد كاربران بالاترین، روی عدد 11979 ثابت مونده‌بود، اما الان در عرض همین كمتر از یه روز 88 عضو جدید پیدا شده، و این ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

مسوولان چشم پاك و سر به زير ما!


اختتاميه‌ی جشنواره فجر، مسوولان چشم پاك و سر به زير ما هنگام اهدای جايزه به بازيگر زن و دختر مجيد مجيدي، فقط و فقط زمين رو نگاه می‌كنن، اما داريوش فرهنگ كه سينمايی است نه!

26fajr1.jpg

26fajr2.jpg

ژازه طباطبايی، مجسمه‌ساز پيشرو، درگذشت


دیشب، ژازه طباطبایی، شاعر و نویسنده، هنرمند مجسمه‌ساز و از پیشگامان این هنر كه از اواسط دی‌ماه به‌علت خون‌ریزی معده در بیمارستان بستری بود، متاسفانه در سن 77 سالگی درگذشت. او این سال‌های آخر را در سرای سالمندان به سر می‌برد.ژازه طباطبایی كه برندهی بیش از 10 جایزه‌ی جهانی‌بود، در سال 1329 دیپلم هنرستان هنرپیشگی را درافت‌كرد و سپس نخستین نمایشگاه نقاشی خود را برگزاركرد. در سال 1333 هم از دانشكده‌ی ادبیات افارغ‌التحصیل رشته‌ی ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

100 سال قانون مطبوعات در سرزمين ما


مطبوعات در سرزمین ما تاریخ پرفراز و فرودی را ازسرگذرانده‌اند. وجه اشتراك این دوران، با چشم‌پوشی از مقاطعی كوتاه، شاید تنگ‌نظری حاكمان نسبت به روزنامه و روزنامه‌نگاران باشد. در طول این زمان بیش از یك سده، جز در سال‌های پس از 1320 كه روزنامه‌های بسیاری چاپ‌شدند و آزادی نسبی داده‌شد، دروان حكومت دكترمصدق كه مطبوعات آزادانه فعالیت‌می‌كردند و نیز مقطعی كوتاه از دوران ریاست‌جمهوری سید محمد خاتمی، مطبوعات همواره از جانب حكومت‌ها تحت فشار ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

گاف تازه‌ی شبكه يك در تيتراژ سريال پدرخوانده


نمی‌دونم سریال پدرخوانده رو كه شبكه یك این روزها می‌ذاره رو می‌بینین یا نه، اما من واسه این‌كه ببینم تاریخ تا كجا جعل میشه یه چند قسمت رو نگاه كردم. صرف‌نظر از اشكالات اساسی در داستان و روایت تاریخی زمان، گریم‌های نابجا كه هیچ شخصیتی رو شبیه اون‌چه در ذهن ماهاست نشون نمی‌ده، امشب و در قسمت سوم‌اش یك سوتی عظیم وجودداشت. كارگردان این سریال محمدرضا ورزی همون كارگردان فیلم ابراهیم خلیل‌الله ست كه ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

احمد بورقانی هم درگذشت


نمی‌دونم زمستون چرا مرگ زیاد می‌شه، حالا این‌كه مرگ زیاد می‌شه یا ماها حواسمون به مرگ بیشتر نمی‌دونم، ولی تو این هوا سردی، خیلی ها از بینمون رفتن. امروز هم كه احمد بورقانی رفت، روان‌اش شاد
بورقانی متولد 1338 بود و در دولت اول خاتمی، معاون مطبوعاتی عطاالله مهاجرانی شد، همون دورانی كه مطبوعات آزادی‌ای نسبی به‌دست آوردند و در اصطلاح شد بهار مطبوعات. وی همچنین عضو هیئت رییسه‌ی مجلس ششم بود. خدای‌اش بیامرزد.

boorghani.jpg

جفا به دموکراسی - تدبير دولت نهم و دریغ از یک عذرخواهی


- دموكراسی، آرمانی‌ترین روشی است كه انسان‌ها برای هدایت جامعه‌ی خویش بدان دست‌یافته‌اند. هر گروهی یا جامعه‌ای اگر ه‌دنبال راهی برای مدیریت خود می‌؛ردد، پس از تجربه‌های بسیار به‌ناچار دست به دامان دموكراسی خواهدشد. ایران نیز چنین بوده و یكی از اهداف انقلاب ۵۷ جایگزینی دموكراسی و توسعه‌ی آن بوده‌است. دموكراسی واژه‌ای است بسیط كه معنایی عظیم را در خود نهفته‌است و افزودن هر تعریفی به آن باعث دورشدن از اصل مفهوم، جمع دو ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

يك پرسش بی پاسخ يا پاسخی بی‌پرسش! كدام‌يك؟؟؟


گزارش های سرویس های اطلاعاتی‌ی آمریكا درباره‌ی غیر نظامی بودن برنامه‌ی هسته‌ای ایاران چنان به مذاق رسانه‌های وطنی شیرین آمده كه این پیروزی‌ی بزرگ را هر چه بیشتر در بوق و كرنا كردندو بخش‌های خبری هم با آب و تلب بسیار آن را تفسیر كردند. من با غیرنظامی بودن برنامه‌ی هسته‌ای ایران مشكلی ندارم و خوشحالم كه عدو شده سبب خیر و ساید سایه‌ی هولناك جنگ از سرمان كنار برود ولی مساله اینجاست كه ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

رسانه‌ی آزادم آرزوست ! (شب‌نوشته‌های عصبانی‌ی من !)


1- اصولا بایستی با خوردن چیزی مشمئزكننده یا بوییدن و نهایتا دیدن چیزی به آدم حالت تهوع دست بده، اما آیا تا حالا با شنیدن هم این‌گونه شدید! اگر تجربه‌نكردید به كمی به بخش‌های خبری تلویزیون گوش بدین، مخصوصا 20:30 یا 21 اون موقع حتما كارتون به ... می‌كشه! آقا ما همه جور سانسور دیده‌بودیم سانسور خبر ورزشی ندیده بودیم. البته از اونجایی كه همه چی تو مملكت ما به نوعی سیاسی هستش، خب ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

ييلبورد بسيجی ! (بزرگ‌ترین بیلبوردی که تا حالا دیده اید)


این بیلبورد به طول تقریبی ۵۰ متر و ارتفاع ۵ متر در منطقه‌ی مقاومت بسیج خراسان رضوی (مشهد - انتهای بلوار وكیل آباد) نصب شده است. عظمت آن را در عكس ببینید. بیلبوردی بسیجی‌وار  برای مقابله با باد و لرزش‌های احتمالی هم پایه‌ی سختی آن را حمایت می‌كند...هزینه‌ی گزاف و بسیار برای ساخت چنین بیلبوردی و سپس چاپ و نصب تبلیغ واقعا جای شگفتی و تامل دارد.جالب است بدانید منطقه‌ی فوق در نزدیكی‌ی كوهستان ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

نخستين برف پاييزی در مشهد


دیروز نهم آذرماه، نخستین برف پاییزی مشهد را سفیدپوش‌كرد. نكته‌ی جالب این‌كه پارسال هم درست در همین روز اولین برف باریده‌بود. تقریبا از آخرین برف ( اسفند ۸۵) ۹ ماه گذشته‌است. این‌كه چرا اینقدر خوب یادمه پارسال كی برف اومده‌بود، به‌این دلیله كه ۹ آذر سالگرد ازدواجمه. دیروز رفتیم بیرون و چندتا عكس هم گرفتیم، ببینید... در ضمن نهم آذر روز جشن آذرگان هم هست (نهمین روز از نهمین ماه)

mashhad-snow.jpg

ايران در 40 سال آينده به ژاپن می‌رسد!


روزنامه‌ی یومیورو در مصاحبه‌ای كه با محمود احمدی‌نژاد داشته‌است، ادعا كرده كه رییس‌جمهور پس از صحبت‌هایی كه درباره‌ی روابط دو كشور و مسایل روز داشته‌است، گفته است كه « ایران در 40 سال آینده به ژاپن می‌رسد ». این مصاحبه دومین مصاحبه‌ی رییس‌جمهور با یك روزنامه‌ی ژاپنی بوده و در تیراز 14 میلیون نسخه منتشر‌شده‌است.از آنجا كه بر ما مسلم شده‌است كه اصولا آدم‌های امیدواری هستیم، سووال این است كه آیا ما واقعا به ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

اصولا آدم‌های اميدواری هستيم؟ نه؟


در خبرها داشتیم كه سردار افشار یكی از معاونین وزارت كشور به‌عنوان مسوول برگزاری‌ی انتخابات آینده برگزیده‌شده‌است. ایشان با پیشنیه‌ی نظامی (سپاهی) در وزارت‌خانه‌ای كه بسیاری از مدیران و معاونان‌اش از نظامیان و اطلاعاتی‌ها هستند، چنین مسوولیت خطیری را برعهده گرفته‌اند.حالا آیا می‌توان به برگزاری‌ی انتخاباتی آزاد و فراگیر امیدوار بود؟و اگر كسی از تیغ تایید صلاحیت شورای نگهبان (ایت‌الله جنتی) گذشت و هفت‌خوان های دیگر را نیر به‌سلامت از سر گذراند و جان ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

بدون شرح!


در این چند روز، در ادامه‌ی سخنان شگفت‌انگیزی كه خوراك روزمره‌ی گوش‌های مظلوم و اعصاب بیچاره‌ی ماست، چند تا مطلب خیلی عصبانی‌ام كرد، آنها را فهرست وار می‌نویسم (البته نقل به مضمون، دوستان خرده نگیرند!) و بعد یكی را بیشتر توضیح می‌دهم :- پرویز داوودی: كنترل جمعیت و حفاظت از محیط زیست حرف و شعار دشمن است تا بقیه پیشرفت نكنند، چظور موقعی كه نوبت خودشان بود جمعیت ‌شان اضافه‌شد و طبیعت را مصرف ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

طنز تلخ روزگار - آزادی‌ی مطبوعات در حرف‌های يك مشاور


شنیدم كه فصل‌نامه‌ی علمی-فلسفی‌ی «مدرسه» هم از سوی هیات ‏نظارت به اتفاق آرا و به دلیل تبلیغ علیه نظام و ترویج الحاد توقیف شد و از انتشار باز ایستاد. گویا حرف دارد حرف شمس‌الواعظین می‌شود كه « اطلاع رسانی ‏کشور زیر شدیدترین فشارهاست که یا باید تسلیم شود و یا تعطیل.» و ‏گویا شرایط كار و زندگی برای روزنامه‌نگاران، خبرنگاران، نویسندگان و فرهنگیان روزبه‌روز سخت‌تر شده و عرصه تنگ‌تر. پس از روزنامه‌های شرق و ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

تا آزادی‌ی باقی - وبلاگی در باره‌ی عمادالدین باقی و بازداشت چندباره‌ی او


عمادالدین باقی، پژوهش‌گر و بانی‌ی انجمن دفاع از حقوق زندانیان بار دیگر به زندان افتاده‌است. دوستان و همراهان او وبلاگی را راه‌اندازی كرده و هر از چندگاهی نوشته‌هایی درباره‌ی او می‌نویسند. حتما سر بزنید ....                              

http://freedomforbaghi.blogspot.com

baghi.jpg

حذف نام ایران در فهرست کشورهای Yahoo mail


ظاهرا شرکت یاهو بدون توجه به جامعه‌ی گسترده ی مشترکان ایرانی اش، نام ايران را از فهرست كشورها حذف كرده است. اتفاقا ديشب هم متوجه شدم كه hotmail هم همين كار را انجام داده است. در ادامه‌ی ماجراجويی‌های جهانی‌ی ما بايد منتظر چنين اقدام‌هايی هم باشيم. در هر صورت اين كار محكوم است و شما هم مي توانيد با لينك دادن به اين نشاني ياهو را متوجه اشتباه خود بكنيد. كسانی‌ كه می‌توانند برای ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

طراحی‌ی قالب برای وبلاگ هفته‌نامه‌ی شهروند امروز


سرانجام امروز قالبی برای هفته نامه ی شهروند امروز كه مدتی سرگرم طراحی ی آن بودم تمام شد و آن را ارسال كردم. ساعاتی پیش هم این قالب بارگذاری شده و در دسترس است . قالبی براساس طرح خود هفته نامه ، می توانید در آدرس آن كه در لیست پیوندها وجود دارد آن را ببینید.
با سپاس ویژه از حسن نیت آقای اكبر منتجبی و نیز آقای محمد قوچانی، سردبیر محترم.

shahrvand.gif

زادروز مولا علی (ع) به تاریخ خورشیدی!


چندی پیش برای ساخت رویدادنگاری سرگرم تبدیل کردن تاریخ های قمری به خورشیدی بودم، به ذهن‌آم رسيد اين كار را براي زادروز امامان (ع) نيز انجام دهم. گروهي كه پس از هجرت به‌دنياآمده‌بودند، كار ساده‌تري بود و با انئدكي اختلاف روز تولد آنهها به‌ٱست آمد، ولي براي مولا علي (ع) كه حدود سي سال پيش از هجرت به دنيا آمدند، كار كمي سخت‌تر بود. به هر روي اين كار را انجام دادم و به ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

حکایت عجیب مطبوعات در سرزمین ما !


بی گمان مطبوعات و روزنامه‌ها، شمارگان چاپ، تعداد عناوین و نیز نسبت آنها با دولت یكی از مهم‌ترین ملاك‌ها برای تعیین میزان آگاهی در جامعه، چگونگی‌ی جهت‌گیری‌ی مردم جامعه در برابر موضوعات رایج مملكتی و حدود اعمال نظر و نقد به دستگاه حاكم است، این مطلب چندان اهمیت دارد كه روزنامه را ركن چهارم دموكراسی نام‌نهاده‌اند و اگر جامعه‌ای در پی تحكیم مبانی مردم‌سالاری است باید جایگاه روزنامه‌های آن مشخص شده و سمت‌وسو و ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

نمي خوام چيزي بنويسم


اي بابا، عجب وضعيه هايه چند باري خواستم بيام يه چيزي بنويسم راستش يه چند تا مطلب هم تو فكرم بود. اما خوب اصلا آخه چه فايده نوشتن. اينقدر چيزاي عجيب و سياه و بد پيش مياد كه آدم كلا انگيزه اشو از دست ميده. خوب يا بد من الان همينظوري ام. هي مي خوام بنويسم اما نميشه. واقعا چه سودولش كن بذار هر چي مي خواد بشه اما خوب آخه چه جورياز سهميه ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

چرا می نویسم؟ نمی دانم! ... چه ها که با ما نمی کند


داشتم فکر می کردم تا یک مطلب جدید بنویسم اما یه هویی از خودم پرسیدم واقعا چرا. چرا باید بنویسم. راستش خیلی خسته ام . از خبرهای رنگارنگ و گزارش های عجیبی که هر روز و هر لحظه هم می خوانم واقعا مغز ام !! درد گرفته است. آدم یه موقع هایی یه چیزهایی می خواند که گیج می شود و به همه چیز شک می کند. مثل من. من الان تو همین لحظه. ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

بار دیگر شرق ...


وقتی روز یكشنبه سایت رجانیوز كه از خبرگزاری های نزدیك به رییس جمهور است ، خبرداد كه ” ارگان روشنفکری سر از تبلیغ همجنس بازی درآورد“ دانستم كه باز قراره اتفاقی بیفته. بعد هم كه تو روزنامه‌ی همون روز عذرخواهی مدیر مسوول و دیدم و همچنین ویژه نامه‌ی دولت نهم با خود گفتم ای وای كار بیخ پیداخواهد كرد. خدا بخیر كنه ...اما خوشبختانه روز دوشنبه هم روزنامه سر و مور و گنده رو ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل 3


پلان سوم
۱) روزنامه شرق توقيف شد.
۲) ...
۳) ...

حال من این روزها - امروز سال‌روز مشروطیت: 101 سال پیش


آی آدم‌ها كه بر ساحل نشسته شاد و خندان[ یك نفر در این میان دل‌اش تنگ است، نه برایِ كسی كه برای …،می‌خواهد فریاد بزند، اما باشد برای بعد. اكنون حال كسی را دارد كه دل‌اش گرفته، دل‌اش تنگ است. قلب‌اش بیش از هر زمان می‌تپد، كمی هم سرخ شده، حال خودش را ندارد، گویی به استقبال دلداده‌ای آمده یا نه دارد به او فكر می‌كند. همواره به او و از او می‌اندیشد-شك نداشته‌باشید- ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

گشايش سايت شخصی


از امروز سايت شخصی به آدرس زير فعال شده. منتظر بازديد شما هستم
www.mehrpooya.info

سال‌نمای‌ ديواری


به آيينِ هرسال، بارِ‌ديگر گاه‌شماری ديگر، البته ديواری برای دوستانی كه خيلی عزيز-اند

A000.gif

نمونه‌ی‌ برگه‌های‌ گاه‌نگاشت


نمونه‌ي برگه‌ي گاه‌نگاشت (شهريورماه)

گاه‌نگار و گاه‌نگاشتِ 1386


اين‌ها نمونه اي از سال‌نمايِ سالِ‌يكهزاروسيصدوهشتادوشش با طرحِ من مي باشد. اين گاه‌شمار بر دوگونه‌يِ گاه‌نگار يا همان تقويم معمولي و گاه‌نگاشت يا تقويمِ‌تاريخ طراحي شده‌اند.

A000.gif

000.gif

چرایی‌ی سوشيانت و انگيزه‌ی وب‌نوشت


در زندگی‌یِ هر انسانی، لحظه‌هایی هستند كه ناگاه در او پرسشی ناب، اندیشه‌ای ژرف یا حسی سترگ جان می‌گیرد؛ و اگركسی با آن چنان سر‌كند كه باید، در آن سخت بنگرد كه باید و او را نیك دریابد، آن پرسش، اندیشه یا حس جان‌مایه‌یِ زندگانی‌یِ او خواهدگشت و در سراسرِ‌ زندگی در تك‌تكِ لحظه‌ها و تصمیم‌گیری‌ها و كارها نشانی از آن به‌چشم‌خواهد‌خورد. این پرسش، اندیشه یا حس نقشی ناستردنی بر روان‌ِ او می‌گذارد و ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

سوشيانت چيست؟


عقیده ظهور منجی تنها منحصر به اسلام نیست. در دین زرتشت كه یكی ازكهن ترین ادیان وحدانی جهان است از كسی به نام «‌سوشیانس » سخن به میان آمده است . كسی كه در پایان جهان ظهور خواهد كرد و باعث پیروزی اهورامزدا بر اهریمن پلید و ناپاك می شود. پیروان این دین معتقدند كه در پایان آخرین سه هزاره عمر دوازده هزار ساله جهان فرزند روحانی زرتشت یعنی سوشیانس ظهور می كند..اما پیش ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

پيش در‌آمد


با درود  ِ‌فراوان

پس از مدت‌ها غيبت اينجا هستم با سوشيانت. سوشيانت بر آن است تا با ديدگاهی نو به پرسه ها و نگاره های  ِ‌فرهنگي ، تاريخی و معماری سرزمين ِ‌سپند ِمان ايران بپردازد . دست ِياری ِتان را به گرمی می فشاريم . همراه ِما باشید :

http://www.sochiante.blogfa.com/post-1.aspx

نخستين نوشته‌‌ی من در وب


با عرض سلام
ماها يه نشريه‌ی همچين دانشجويی درست کرديم اسمش هم ((کوبه)) هستش
شماره‌ی اولش رو آذرماه چاپ کرديم
می تونين مطالبشو در ادامه بخونين ...