در دسته‌ی زبان و ادبيات، 14 نوشته فرستاده‌شده‌است.

بکش هرچه دلت خواست، خانه آبادان ...

دیرزمانی پیشتر, محمدعلی‌شاه قاجار سرمست از حمایت روسان، مجلس را به توپ بست تا به خیال خود بساط آزادی را از این سرزمین برچیند و یکه‌تاز میدان مملکت‌داری شود. او پس از کودتا بسیاری از آزادگان و روشن‌فکران را به باغ‌ شاه فراخواند و ساعتی بعد اینان را به قتل رساند. سال‌ها بعد آزادی هم‌چنان حرف مشترک ملتی است که استبداد را پس‌می‌زنند و برای این خواست مقدس خون می‌دهند. صفا شاعر آن عصر، شرایط و رفتار شاه را در حکایتی زیبا به تشبیه رفتار کوته‌نظرانه‌ی برخی دهقانان روایت‌می‌کند. حکایت بامسمایی است در این روزگار همبه عرض شاه رسان ای ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیم ...


روز، روز حافظ بود. چه باک که هر روزمان روز حافظ است. این شعر فال همین لحظه است، بی نیت اما ... و عکس هم یادگار سفر آذرماه گذشته ... صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیمبه دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیمدر میخانه‌ام بگشا که هیچ از خانقه نگشودگرت باور بود ور نه سخن این بود و ما گفتیممن از چشم تو ای ساقی خراب افتاده‌ام لیکنبلایی کز حبیب ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

چهارشنبه، بیست و سوم پاییز هر سال ...


پاییز، فصل دوست‌داشتنی‌ای است. پاییز با روزهای کوتاه‌اش، با رنگ‌های بی‌نظیرش، با سردی‌اش و با هوای‌اش، حس و حالی عجیب برای آدم می‌آفریند. پاییز را دوست‌دارم. سال‌ها پیش، پاییز برای‌ام فصل جنب و جوش بود و کارهای جدید. سرم به شعر و موسیقی، به کتاب و عکس و فیلم حسابی گرم بود. این روزها اما... زمانی مجموعه‌ی شعر «هی می‌روی و این جاده تمام‌نمی‌شود» حسن صلح‌جو، می‌شد همدم لحظه‌هام. شعرهای صمیمی و ساده‌ای داشت. ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

یادداشت برایِ مرد ِروشن که به سایه رفت* / برای احمد زیدآبادی


این نوشته را همان روزهای نخست بازداشت احمد زیدآبادی نوشتم. احمد را از نزدیک که نه اما از نوشته‌های‌اش می‌شناختم. از همان نوشته‌ها هم ارادتی به او یافتم. یک‌بار از نزدیک در دفتر شهروند امروز دیدم‌اش. از راه رسید. سلام و علیکی کرد و یک راست نشست پشت کامپیوتر. در تمام مدت هم مشغول بود. فقط وقت خداحافظی بلندشد. قطعا او مرا به یاد نمی‌آورد، اما من و امثال من، شرافت، صداقت و نجابت ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

رگبارِ بی‌امان قساوت، شعری از فریدون مشیری به یاد قیام مردمی ۳۰ تیر


آن هنگام که محمدرضا پهلوی، استعفای محمد مصدق و دولت مردمی او را می‌پذیرفت و قوام را به جای او می‌نشاند، گمان نمی‌برد که تا ساعاتی بعد، مردمی که یگانه پشتیبان مصدق بودند، خیابان‌ها را تسخیرکنند و با مقاومت جانانه‌ی خود، ولو به قیمت کشته‌شدن، دولت قوام را سرنگون‌کنند و محمد مصدق را بار دیگر به نخست‌وزیری برسانند. این قیام، از نادر اتفاقات سده‌ی اخیر ملت ایران بوده که نشان‌داده، حتا در برابر خودکامه‌ترین ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

یک ماه گذشت و در این سی روز "خانه سرخ و کوچه سرخ و خیابان سرخ " بود*


یک ماه گذشت، از آن بامداد امید که رای‌هامان میهمان صندوق‌های خیانت شد و فردایی که گوش‌هامان شگفت‌زده از دروغ مستبدان تا امروز که باز جوان دیگری را در آغوش خاک سرد می‌گذاریم، سی روز گذشت. این‌که چگونه گذشت، هیچ نمی گویم که همه‌مان می‌دانیم. سی روز سخت و پردرد، اما امیدوار! در این سی روز، سرزمین‌مان خونین بود و جوانان‌مان به خون آغشته، بهترین فرزندان‌مان در کنج زندان و شهر دل‌هامان ماتم‌زده. ایرج ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

به احترام احمدرضا احمدی


امروز  روزنامه‌ی اعتماد ملی در ضميمه‌ی گزارش و تحليل (صفحه‌ی 18) مصاحبه‌ی جالبی با احمدرضا احمدی به مناسبت انتشار مجموعه‌ی شعرها‌اش انجام‌داده‌بود. اين‌جا گفتم كه قصد ساخت تقويمی با شعرهای او دارم و نيز از خاطره‌يی صحبت‌كردن با او . امروز كه روزنامه را خوندم، دل‌ام خيلي گرفت چرا كه سال تموم شد و تقويم به چاپ نرسيد، يعني عملا هم زمان گذشته‌بود و هم  كسي ريسک چاپ رو انجام‌نمي‌داد. بگذريم حالا بايد به ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

شعری از سياوش كسرايی، در بامداد يكشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۵۷


سیاوش كسرایی، شاعر معاصر، سال ۱۳۰۵ در اصفهان به‌دنیاآمد. و از دانشگاه تهران در رشته‌‌ی حقوق فارغ‌التحصیل شد. اولین مجموعه‌ی شعر او در سال  1336 منتشرشد. اما مهم‌ترین كتاب آو با نام آرش كمانگیر در سال ۱۳۳۸ باعث شهرت و محبوبیت او شد. كسرایی در ۱۷ بهمن ۱۳۷۴  در وین درگذشت.نیمه‌شب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، یعنی ساعاتی پس از پیروزی انقلاب او شعری به نام تفنگ من گفت كه در كیهان ۲۳ بهمن ۱۳۵۷، صفحه‌ی ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

ماجرای ساواكی‌شدن فريدون مشيری


لابه‌لای خبرهای روزنامه‌ی كیهان 2 بهمن سال 57، اطلاعیه‌ای بود از مرحوم فریدون مشیری، شاعر نیك‌نام معاصر، كه خبر از ساواكی‌شدن خود از سوی مردم می‌داد. این ماجرا را به نقل از كیهان بخوانید: فریدون مشیری، شاعر توانا و نامدارمان – كه همه‌ی ما ایرانیان مدیون شعر ناب‌اش هستیم- تلفن‌كرده‌بود [دفتر روزنامه‌ی كیهان] با بغضی شكسته كه “ آمده‌اند و برروی در خانه‌ام نوشته‌اند مرگ بر شاعر خاین و گردآگرد خانه‌ام فریاد می‌كشند مرگ ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

سال‌روز درگذشت دكتر ناتل خانلری، بزرگ‌مردی كه در نداری رفت... و شعری از فريدون مشيری به ياد او


در روز یكم شهریور 1369 دكتر پرویز ناتل خانلری، ادیب، شاعر و پژوهشگر ادبیان پارسی درگذشت. وی در اسفند ماه سال ۱۲۹۲ خورشیدی در تهران متولد شد. تحصیلات متوسطه خود را در دارالفنون و تحصیلات عالیه را در دانشکده ادبیات تهران تا درجه دکترا به اتمام رسانید و پس از پایان خدمت وظیفه در دانشگاه تهران به تدریس پرداخت. دکتر خانلری از نوجوانی به نوشتن مقاله و سرودن شعر علاقه داشت و به واسطه ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

خاك پدران است كه در دست دگران است (شعری از فريدون مشيری به ياد خرمشهر)


در روزهای خون و آتش، كه دشمن عراقی به خاك سرزمین‌مان دست درازی كرده‌بودند، افزون بر دلاورانی كه مردانه به نبرد رفتند و جان خویش را در راه آزادی وطن فداكردند، دیگرانی كه در پشت میدان بودند، نیز دمی نیاسودند و دیده از این ظلم خون فشان داشتند. روح لطیف شاعران نیز تاب این درد نیاورد و آزرده از این نازش، سرودی برآورد كه امروز فریاد نسلی تازه است. فریدون مشیری یكی از این ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

قیصر امین پور درگذشت ...


بامداد امروز (سه‌شنبه هشتم آبان) قیصر امین‌پور، خالق واژه های ناب، شاعر آفتاب و آب و آینه، پس از طی یك دوره‌ی نسبتا طولانی‌ی بیماری در بیمارستان دی درگذشت. وی متولد دوم اردیبهشت 1338 در دزفول است . تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در گتوند و دزفول به‌پایان‌برد. سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376 دریافت‌كرد. فعالیت هنری‌ی او از ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

درباره‌ی زبان فارسي


  يك دهان خواهد به پهنای فلك                 تا بگويد وصف آن رشگ ملكچندی پیش در نوشته‌ای درباره‌ی زبان پارسی و این میراث كهن گفته بودم و نیز جفایی ناروا  كه سهم‌گینانه و ناآگاهانه در حق این زبان و در جهت نابودی‌ی آن انجام می‌دهیم. پوشیده نیست كه زبان هم مانند هر ابزار دیگری باید در راستای اهداف زمان و شرایط روز دگرگون شده و خود را با آن هماهنگ كند.  اینك زبان پارسی از ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

سره‌نويسی‌ی زبانِ پارسی


در این وب‌نوشت، بر آن‌ام تا با درپیش‌گرفتنِ‌ روشی تازه در نگارش، با كاستنِ دشواری‌ها و افزایشِ دقت، پاسدارِ‌ سره‌نویسی‌یِ زبانِ‌ پارسی باشم؛ چه اینكه زبانِ هر ملتی ستونِ استوارِ‌ پیوندِ فرهنگ و تاریخِ او و كلیدِ شناخت آن و ارزشمندترین میراثِ نیاكان‌اش است. زبانِ پارسی به درازیِ‌ تاریخ فراز و فرود دیده تا به ما دررسیده‌است. بس است اگر بدانیم درمیانِ‌ همه‌یِ‌ نژادهایی كه تا سده‌یِ ‌دوم و سوم هجری به اسلام گرویدند ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید