در اسفند‌ماهماه 1387، 20 نوشته فرستاده‌شده‌است.

حاج آقا! موسيقی شنيدن بدتره يا دروغ شنيدن ...؟

چند روز پیش به دلیلی با یكی از آقایون روحانی جایی بودم. حرف‌های مختلفی پیش‌اومد و در لابه‌لای كلام، حرف از این زد كه «ما تلویزیون نگاه‌نمی‌كنیم و اصلا برنامه‌های تلویزیون رو نمی‌بینیم، فقط گاهی اخبار یا بعضا سخن‌رانی‌ها رو می‌شنویم. حتا بچه‌ها هم نمی‌بینن و ...» همین‌جوری داشت ادامه‌می‌داد و بقیه‌ رو هم توصیه‌می‌كرد كه نبینن چرا كه موسیقی پخش‌می‌شه و نامحرم نشون‌می‌ده و لهو ولعب و گناه‌داره و بركت می‌ره از زندگی‌تون و...من كه حسابی عادت‌دارم به این حرفا و بدم هم نمی‌آد كشش بدم، پرسیدم حاج آقا! موسیقی و نامحرم دیدن بدتره یا دروغ‌شنیدن از تلویزیون؟ اینو ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

اگر دايی شهامت ندارد، لااقل مسوولان داشته‌باشند ...


(صبركردم یه چند ساعتی بگذره، آروم شم، در نبود رسانه و روزنامه، دلم برای يه نقد درست و حسابی لك‌زده، باز خوب بالاترين هست.) 1- همین اول صادقانه بگم كه واقعا دوست داشتم، تیم ملی نتیجه‌نگیره، اما دلم نمی‌خواست ببازه. همون مساوی هم كافی بود. به نظر من تو باد موفقیت‌های لحظه‌ای و شادی‌های كاذب موقتی با علی دایی موندن خیلی بدتر از نرفتن به جام‌جهانیه. به نظر من تیم ملی با علی دایی ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

وقتي ماچ‌های خدا هم به آخر می‌رسه ...


يه زمانی علی كریمی گفته‌بود كه خدا علی دایی رو بغل نكرده، ماچ كرده، حالا معلوم می‌شه كه گویا ماچ‌های خدا هم به آخر رسیده. آقای دایی گند زدی! این خنده‌ها هم دیگه بسه، تشر زدن به خبرنگاران و گزارش‌گران و غرور هم كافیه! آقای دایی برو ... همین

ali-daei.gif

نامه‌ی مسعود بهنود به سید محمد خاتمی درآستانه‌ی انتخابات 1380


این‌جا خواندم که از واکنش مسعود بهنود به کنارکشیدن آقای خاتمی از انتخابات دهم در بی‌بی‌سی و نامه‌ی او در سال 1380 مطلبی نوشته‌شده است، بد ندیدم که متن آن نامه را اینجا بگذارم، شاید که جالب باشد: آقای رییس جمهور بمانید. تامل کنید. بگذارید ما در زندان باشیم. بگذارید بر ما بتازند. بگذارید باران ناسزا ببارند. از سرنوشت نگریزید. این سرنوشت ماست. زخم مزمن این تاریخ را درمان نمی‌توانید، مرهم باشید. نوش‌دارو افسانه ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

آخرین روز سال ...


آخرین روز سال هم گذشت. سالی که 366 روز داشت و این روز آخری سردرگم در این‌که بالاخره، سی‌ام اسفند ۱۳۸۷ بود یا ۱۳۸۸ . هر چه بود گذشت و از فردا سالی جدید آغازمی‌شود. یه عالمه تصمیم‌های جدید، خط و نشان‌ها، برنامه‌ها و آرزوها ...به من این روز آخری عجیب چسبید، داشتن یک روز اضافه حسابی حال می‌ده حیف که این دزدیدن لپ‌تاپ بدجوری این هفته‌ی آخری تو پرم زده بود.تا چهار سال ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

فال حافظ ...


صبا ز منزل جانان گذر دريغ مدارو زو به عاشق بي‌دل، خبر دريغ مداربه شكر آن‌كه شكفتي به كام بخت، اي گلنسيم وصل، ز مرغ سحر دريغ‌ مدارحريف عشق تو بودم، چو ماه نو بوديكنون كه ماه تمامي، مظر دريغ مدارجهان و هر چه در او هست، سهل و مختصرستز اهل معرفت اين مختصر، دريغ مداركنون كه چشمه‌ي قندست لعل نوشين‌اتسخن بگوي و ز طوطي، شكر دريغ مدارمكارم تو به آفاق مي‌برد شاعرازو وظيفه ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

بهار و باز هم بهار ...


بهار آمد، هميشه از اين‌كه آغاز سال با آغاز بهار هم‌زمانه خوشحال بودم. فرهنگ و شعور پيشينيان در انتخاب اين مبنا واقعا زيبا و تاثيرگذازه. سال نوی همه مبارك. اميدوارم كه سالی نيكو، خوب و سرشار از پيروزی و بهروزی در انتظارمون باشه. ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

باز هم مرگ یک وبلاگ‌نویس


داشتم مطلبی درباره‌ی ویژه‌نامه‌های نوروزی روزنامه‌های مختلف آماده می‌کردم که یه‌هویی فهمیدم دوباره یکی از وبلاگ‌نویس‌ها در زندان درگذشته. خبر بسیار تاسف برانگیزی‌ست. کام همه‌مون تلخ کردك به ویژه که دانستیم فعلالان حقوق بشر در این باره هشدار هم داده‌بودند اما متاسفانه امیدرضا میرصیافی این عید رو در میان‌مان نخواهدبود. این ضایعه رو به خونواده‌اش، دوستاش و همه‌ی وبلاگ‌نویسان آزاد ایران تسلیت می‌گم. روح‌اش شاد

نام‌داران درگذشته به سال 1387


سال 1387 نیز چون دیگر سال‌ها، در حالی به آخر می‌رسد كه بسیاری از همراهان‌اش ر ادر میانه‌ی راه جاگذاشت. در این واپسین روزهای سال و مانند سال پيش، اين فهرست، نام‌دارانی هستند كه دیگر در میان‌مان نبوده، تنها آثار و یادشان بر ذهن‌مان باقی خواهندماند. روان همه‌ی ایشان شاد: اول فروردین: درگذشت اسماعیل مسقطی (مسقدی)، پیشكسوت موسیقی كرمانشاه و نوازنده‌ی تار (زاده‌ی 1301)  دوم فروردین: درگذشت شمسی عصار (شوشا گوپی)، نویسنده، بازیگر و ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

آقای خاتمی چقدر مطمئن هستید؟


با جدی‌شدن مساله‌ي انتخابات در نیمه‌ی دوم سال جاری، بحث سر آمدن و نیامدن سید محمد خاتمی، فراخواندن و بازداشتن او از حضور، تعریف نقش جدید برای او، انتقادها و تعریف‌ها از دوران او بالاگرفت. نزدیک چهل روز پیش، آقای خاتمی عزم آمدن کرد، اگر چه پیش از آن وعده داده بود که یا او می‌آید یا میرحسین. با اعلام حضور سید محمد خاتمی، امیدها و شوق‌ها از یک طرف و نکوهش‌ها و انتقادها ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

تبلیغ ناخواسته‌ی یک روزنامه‌ی ورزشی و یادآوری خاتمی


روزنامه‌ی البرز ورزشی، ناخواسته عکسی را برروی جلد روزنامه‌ی امروز-اش چاپ‌کرده که با اشاره‌ی غیرمسنقیم به دوشغله‌بودن محمد علی آبادیك با عکسی از خاتمی و دادکان کنار همة یادآور خاتمی و حضور-اش در بازی ایران-بحرین و صعود ایران به جام جهانی 2006 است و هم باردیگر، از می‌گوید که دخالت دولت و دولتیان در این فوتبال (و البته ورزش) چقدر افزایش یافته‌است. روز 18 خرداد 1384، در واپیسن روزهای ریاست جمهوری خاتمی و چند ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

لپ تاپی که دزدیده شد ...


1- امروز صبح اتفاقی که همیشه ازش واهمه داشتم افتاد و لپ تاپ ام رو دزدیدن. اونم از توی صندوق عقب ماشین. و به راحتی همه ی اطلاعات و کارهای چند سال بر باد رفت. فاجعه ای که تا مرز سکته منو برد وقتی در صندوق عقب و باز کردم و کیف نوت بوک رو ندیدم ... 2- امروز یه اتفاق مشابه هم برای یکی از آشناها افتاده بود. کیفش و حاشیه خیابان اون ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

به احترام احمدرضا احمدی


امروز  روزنامه‌ی اعتماد ملی در ضميمه‌ی گزارش و تحليل (صفحه‌ی 18) مصاحبه‌ی جالبی با احمدرضا احمدی به مناسبت انتشار مجموعه‌ی شعرها‌اش انجام‌داده‌بود. اين‌جا گفتم كه قصد ساخت تقويمی با شعرهای او دارم و نيز از خاطره‌يی صحبت‌كردن با او . امروز كه روزنامه را خوندم، دل‌ام خيلي گرفت چرا كه سال تموم شد و تقويم به چاپ نرسيد، يعني عملا هم زمان گذشته‌بود و هم  كسي ريسک چاپ رو انجام‌نمي‌داد. بگذريم حالا بايد به ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

وقتی طهران، تهران شد...


223 سال پیش، بیست و یكم اسفند ماه 1164 خورشیدی، در چنارستان عباسی، آغامحمدخان تاج شاهی بر سر گذاشت و تهران پایتخت شد. بدین ترتیب، روستایی آرمیده در دامنه‌ی البرز كه سال‌ها زیر نام شهر ری زیسته‌بود، از همسایه جدا شد و پای در راهی گذاشت كه امروز نه تنها او را كه بسیاری از قصبه‌های پیرامون اش را نیز بلعیده و در هیبت ابرشهری چند میلیونی، ردای پایتختی به تن كرده‌است. از قضا ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

17 اسفند: سال روز درگذشت حسين قوامی (فاخته)


استاد حسین قوامی به سال 1288 در تهران پابه‌عرصه‌ی وجودگذاشت. از ده سالگی با شنیدن آواز خوانندگانآن روزگار، كار تمرین آواز را آغازكرد و درواقع با پدرش كه مخالف سرسخت خوانندگی بود، به نوعی كشمكش پنهانی پرداخت. هنگامی كه پدرش از دنیا رفت، تقریبا بیست ساله بود و بعد از مدتی كه غم و اندوه فقدان پدر را تحمل كرد؟ به تشویق مادر هنردوست خود، مدارج ترقی را در خوانندگی به‌سرعت پیمود و به‌زودی ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

عكسی كه دكتر مصدق آن را به مردم ايران هديه‌كرد، اما نه همه ...


این عكسی است از دكتر محمد مصدق، در روزهای تبعید در احمدآباد. این عكس را او اهداكرد به مردمان ایران، اما نه به همه‌ی آنها، بلكه به كسانی كه     وقتی پای مصالح عموم به‌میان آید، از مصالح خصوصی و نظریات شخصی صرف‌نظرمی‌كنند، به كسانی‌كه در سیاست اهل سازش نیستند و تا آن‌جا كه موفق‌شوند، مرد و مردانه می‌ایستند و یك‌دندگی به‌خرج‌می‌دهند، و باز به كسانی كه در راه آزادی و استقلال ایران عزیز ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

سيزدهم اسفند: روز تلخی كه «كوروش بزرگ» درگذشت


بنابه‌نظر مورخان، سیزدهم اسفند روزی است كه كورش بزرگ، بنیان‌گزار امپراتوری‌ی ایران در جنگ با قوم مهاجم شرقی (سكاها)، كشته‌شد. درباره‌ی مرگ او روایت‌های متعددی آمده‌است، اما آن‌چه مشخص است این‌كه چون كوروش بنا به عادت همیشگی در جنگ‌ها میان سربازان خویش بوده (چرا كه باورداشت نباید سرباز جان بركف نهد و بجنگد و افتخار پیروزی نصیب شاهی شود كه دور از میدان جنگ آسوده مانده‌است) در میدان جنگ سنگی به سوی او پرتاب ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

غيبت ناخواسته


روز چهارشنبه، 4 مارس، اعتبار دامنه‌ی این وبلاگ به پایان رسید و از آن‌جا كه دامنه‌های .ir از طریق پانل www.nic.ir كنترل می‌شوند، هیچ ای‌میلی مبنی بر پایان اعتبار هم نیامد و ناگهان روز پنج‌شنبه همه‌چیز تمام. پنج‌شنبه و جمعه هم كه تعطیل بود و اصولا كار آن‌لاین هم كه در این مملكت معنا ندارد، رسید تا روز شنبه و بالاخره بعد از پرداخت هزینه، دیروز عصر سایت و دامنه برگشتند. خوشبختانه چیزی به‌هم ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

اردوی تيم ملی خيانت است به ملت!


تعجب نكنید، متن بالا یك شعار تبلیغاتی نیست، حوانی عصبانی هم آن را فریاد نمی‌زند، مسوولی هم آن را واگویه نمی‌كند. این حرف، حرف مردمانی است كه در آتش تند انقلاب می‌سوختند و همه چیز را دگرگونه می‌خواستند. اینان همه‌ی مظاهر به‌جا مانده از دوران پیشین و رژیم گذشته را یكسره زیرسوال می‌بردند و خط قرمز بر آن می‌كشیدند. و عجبا كه زندگی و عمر خود در آن زمان را كه به جبر تاریخ ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

ويكي مووبل‌تايپ


امروز در فوروم مووبل‌تايپ فارسي، مطلبي درباره‌ي ويكي مووبل خوندم و اين‌قدر خوشم اومد و علاقه‌مند شدم كه تصميم گرفتم همكاري‌كنم. در قدم اول هم فهرست تگ‌هاي مووبل‌تايپ را براساس عمل‌كرد دسته‌بندي كردم. مي‌تونيد در اين‌جا ببينيد.