در آذرماهماه 1388، 3 نوشته فرستاده‌شده‌است.

بکش هرچه دلت خواست، خانه آبادان ...

دیرزمانی پیشتر, محمدعلی‌شاه قاجار سرمست از حمایت روسان، مجلس را به توپ بست تا به خیال خود بساط آزادی را از این سرزمین برچیند و یکه‌تاز میدان مملکت‌داری شود. او پس از کودتا بسیاری از آزادگان و روشن‌فکران را به باغ‌ شاه فراخواند و ساعتی بعد اینان را به قتل رساند. سال‌ها بعد آزادی هم‌چنان حرف مشترک ملتی است که استبداد را پس‌می‌زنند و برای این خواست مقدس خون می‌دهند. صفا شاعر آن عصر، شرایط و رفتار شاه را در حکایتی زیبا به تشبیه رفتار کوته‌نظرانه‌ی برخی دهقانان روایت‌می‌کند. حکایت بامسمایی است در این روزگار همبه عرض شاه رسان ای ... دنباله‌ی نوشته را بخوانید

عاشورای ۸۸


و باز هم تکرار بی‌تکرار خون و مظلومیت

و سکوت

و فریاد

و باز هم حسین و تنهایی‌اش

و یزید و خنده‌های سرمست‌اش

و رعشه‌اش از پوشالینگی این ساز و برگ

و محرم كه در همین نزدیكی‌هاست


عاشورا