اعتراف سبز و سرخ و زرد ...
دوست گرانقدری (والبته ندیده و نشناختهای) بازیی وبلاگی را پیشنهادكرد با عنوان اعتراف سبز كه به نظرم جای خالیش خیلی وقته نه در دنیای وب كه در ذهن و رفتار روزمرهی ما خودنماییمیكنه. در زندگی عادی با دو سطح از این رفتارها مواجهام. یكی سطح عام و دیگری خاص. منظورم از سطح عام رفتارهای روزمرهی مردمان هر جامعه است و منظور از سطح خاص، راهبردها و جهتدهیهای دولتها یا حكومتهاست كه میتوانند نوع خاصی از فرهنگ رو در هر جامعه حاكم كنن. بگذریم، بدون دعوت بریم سر بازی:
الف - سطح عام (اعتراف سبز)
آسیبها:
1- راستش فكركنم اصل اینكه ماها هستیم خودش صدمهاس واسه طبیعت. یعنی آدما، مخصوصا آدمای این دورهی مدرن، خودشون بلای طبیعتان، پس این یكی كه دست من نبود.
2- یكی از عادتای بدی كه دارم، همین كامپیوتره، یعنی همهاش روشنه، چه پاش باشم چه نباشم. تلویزیون هم همیشه رو استندبای هستش. خداتا انرژی حروممیشه.
3-معمولا و به صورت غیرقابل كنترلی، مقدار زیادی پلاستیك دور و برم به دلایل مختلف جمعمیشه، كه متاسفانه هیچوقت هم در چرخهی طبیعت تجزیهنمیشن.
4- هرروز با ماشین شخصی میزنم بیرون و متوسط روزی 50 كیلومتر راهمیرم. البته گه گداری ناپرهیزی میكنم با تاكسی یا اتوبوس می رم، اونم فقط برای خلاصشدن از جای پارك.
5- بچهكه بودم میرفتم سیدمرتضا (امامزادهای در كاشمر)، اونجا تابستونا ملخ زیادبود. اون بیچارهها رو میگرفتم و پاهای هر چندتاشونو با نخ به هم میبستم. بعد ولشون میكردم. بیچارهها هر كدومشون به یه سمتی میرفتن. یه بار هم یه سوسوك رو سوزوندم. همچی مادربزرگام دعوام كرد كه دیگه تكرارنشد.
رفتارهای نسبی
نمیدونم چه جوری شد كه از یه جایی خیلی وسواسی روی طبیعت، زمین، انرژی، جانوران و گیاهان حساسشدم: اما
1- تاجایی كه ممكنه كاغذ مصرف نمیكنم. پرینت نمیگیرم. كاغذهایی كه یك طرفشون استفادهشده رو برای بعد دستهبندیمیكنم. معمولا پشت و رو پرینت میگیرم. حتا پایاننامه رو همین كاركردم. این رفتارم معمولا همكارامو عصبی میكنه.
2- لامپ و چراغ در حداقل ممكن و معمولا لامپ كم مصرف هستش.
3- خیلی وقتا، سعیمیكنم هر چند نفری مسیرهای مشتركو با یه ماشین بریم.
4- حیوونا، گیاها و درحتا رو خیلی دوستدارم و معمولا مواظبشون هستم. به بثیه هم توصیهمیكنم. خیلی وقتا از مردن یه حیوون یا خشكشدن گیاه و قطعشدن درخت، به شدت ناراحتمیشم.
5- تفكیك زباله بهخصوص كاغذ رو حیلی جدی انجاممیدم.
6- وسایل گرمایش رو معمولا در درجهی كم میذارم. لباس گرم میپوشم. وقتی هم نیستم اونارو كممیكنم.
7- مصرف آب هم خیلی وسواسی انجاممیشه. معمولا بیهوده بازنمیمونه. شستشوی بیجا هم ممنوعه.
ب- سطح خاص
به خاطر حرفهام، خیلی روی این قضیهی مصرف انرژی در ساختمونا حساسام. همیشه فكرمیكنم اگر تو این حجم عظیم ساختوساز توی كشور، كه معمولا خونه هستشو توسط تعاونیها انجاممیشه، طراحی عایقها درست كاربشه، دیوارهای عایق، شیشههای دو جداره استفاده بشه، روشهای سنتی ساخت كنارگذاشتهبشه، از نیروهای ماهر استفادهبشه و از همه مهمتر دست از سوداگری برداشتهبشه، چه مقدار هنگقتی از اتلاف انرژی، به ویژه برق و سوخت در خونهها جلوگیریمیشه.
میشه از كارگرای حرفهای استفادهكرد كه سیمان و آب بیهوده اسرافنشه.
میشه در هنگام ساخت منابع آب غیرآشامیدنی در كارگاه درنظرگرفت تا از آب شهر برای ساخت ملات استفادهنشه.
در طراحی شهر میشه دقتكرد، میدانها و تقاطعهایی نسازیم كه از ابتدا برای تردد مناسب نباشن و بهجای تسهیل رفتوآمد، ترافیك ایجاد نكنن و هوا آلوده نشه و بنزین هدرنره.
و هزاران میشه ی دیگه ...
منبع عكس: مسابقهی love earth: designboom

ديدگاه خود را بگذاريد:
نشاني اي-ميل شما لازماست، اما نمايشدادهنميشود.
می توانید از تگ های HTML استفاده کنید.