برای آزادی محمدرضا جلایی‌پور

گر از این منزل ویران به‌سوی خانه روم
دگر آن‌جا که روم عاقل و فرزانه روم
زین سفر گر به‌سلامت به وطن بازرسم
نذرکردم که هم از راه به میخانه روم
تا بگویم که چه کشفم شد از این سیرو سلوک
به در صومعه با بربط و پیمانه روم
آشنایان ره عشق کرم خون بخورند
ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم
بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار
چند و چون از پی کام دل دیوانه روم
گر ببینم خم ابروی چو محراب‌اش باز
سجده‌ی شکرکنم و ز پی شکرانه روم
خرم آن دم که چو حافظ به تولای وزیر
سرخوش از این میکده با دوست به کاشانه روم

این را حافظ، لحظاتی پس از آن‌که خبر خوش آزادی محمدرضا جلایی‌پور را شنیدم، گفت و چه خوش گفت. ۸۸ روز پیش که محمدرضا جلایی‌پور دستگیرشد، از او نوشتیم. از روز دادگاه که پس از مدت‌ها بار دیگر چهره‌اش را می‌دیدیم، هم نوشتیم. و این بار خبر خوش آزاد‌ی‌اش را  می‌نویسیم تا همیشه به یاد ایمان این جوان باشیم.

 mohamadreza-jalaeipoor.jpg

محمدرضا جلایی‌پور از آن روز که با هزار امید پویش موج سوم را راه انداخت تا امروز که آزاد شده‌است، همواره نمونه‌ی یک نسل سومی آرمانی بود. محمدرضا، نماد نسل ما بود که به بند کشیده‌شده‌بود و به راستی که گویی همه‌ی ما در بند بودیم. خوشحالم که بازگشتی و این شادی را با تو، خانواده‌ات، همسرت، دوستان‌ات و همه‌ی نسل سومی‌ها درمیان می‌گذارم. باشد که همه‌<ان طعم آزادی را بچشیم. تا آن روز امید و امید ... (عکس از امید ایران‌مهر)

نوشته‌های همانند:

ديدگاه خود را بگذاريد:

نشاني اي-ميل شما لازم‌است، اما نمايش‌داده‌نمي‌شود.

می توانید از تگ های HTML استفاده کنید.