کمی دیر اما ...
۱ ـ چند روزی سفر بودیم. در این هوا و این روزهایی که سخت و بیهدف میگذرد و انتظار طولانی سربازی رفتن، همه و همه سببشد که دورشدن از این وضعیت کمی آرامام کند.

۲ـ پاییز شمال، بسیار زیبا بود و دلپذیر. افسوس که مانند بسیاری دیگر از بخشهای این سرزمین، طعمهی ساختوسازها و تخریبها و متاسفانه زبالههای شهروندان و دولتمردان شدهاست. دیدن وضع رقتانگیز جنگل گلستان، تخریبهای ناشی از سیل (که آن هم دلیلی انسانی داشت)، تخریبهای اخبر به بهانهی کشیدن مسیر جدید و زبالههای افتاده در گوشه و کنار جنگل، دردآور و به عبارتی چنان زجرآور است که هر لذتی را حراممیکند.


۳ـ یکی از طنزآمیزترین تابلوهای راهنمایی و رانندگی، همین تابلوی محل عبور جانوران وحشی است.
به بهانهی راه جدید، بخشهای زیادی از جنگل خرابشدهاست، زیستگاه جانوران به هم ریخته و آنها را به ناچار راندهاست، آن وقت در جایجای همین مسیر تابلوهایی نصبمیشود که محل عبور جانوران را نشانمیدهد. خوب است دیگر. این جانوران بیچاره زندگیشان را میکردهاند. بعد انسان آمدهاست به بدترین شکل آن را تخریب و اشغالکرده و با کمال وقاحت به دیگر انسانها هشدارمیدهد که هان از اینجا جانوری عبور میکند. بهتر بود برای آن جانور بیچاره تابلویی میگذاشتید که مواظب باشد، از اینجا انسان (وحشیای) میگذرد.
۴ـ خبر خوش این یک هفته آزادی سعید حجاریان بود که کسی نفهمید چرا او را گرفتند و جرماش چه بود و حال چرا آزاد شده و بقیه چرا همچنان دربندـاند. کسانی مثل سعید شریعتی و محمد عطریانفر که شرایطی مشابه حجاریان را گذراندند ...
۵ـ مرامنامه سبز و رسا هم مطلب بسیار جالب این روزها بود. دست مریزاد بر بنیانگزاراناش
۶ـ با همهی این حرفها سفر خوبی بود و پرماجرا. بخش زیادی از شمال کشور تا انزلی و ماسوله و رشت و رامسر و چالوس را گشتیم. تجدید قوا برای انجام خدمت مقدس سربازی!

ديدگاه خود را بگذاريد:
نشاني اي-ميل شما لازماست، اما نمايشدادهنميشود.
می توانید از تگ های HTML استفاده کنید.