یادکردی از احمد زیدآبادی ...

آن روزها که چند نشریه‌ای هم‌چنان باز بودند و روزنامه‌نگاران را این چنین به‌بند نکشیده‌بودند، احمد زیدآبادی در شهروند امروز ستونی داشت به نام روزمرگی‌ها. در این ستون او گاهی از خاطرات و سفرهای‌اش می‌گفت و گاهی هم بسته به موضوع روز، roozmaregi.jpgمقاله‌ای می‌نوشت. هدف‌ام از این یادآوری، باز یادآوری احمد زیدآبادی است، اما چرا؟ دوشنبه‌ی هفته‌ی پیش لاهیجان بودم. قصدکردم تا از فروشگاه کلوچه‌ی نوشین، سوغاتی بخرم. ساعت حدود ۳ ظهر بود و مغازه‌ها باز بودند، غیر از همین فروشگاه. چند ساعتی گذشت و هم‌چنان بسته‌ماند. حدود ساعت ۵/۵ ناامید از بازشدن فروشگاه، رفتم تا از یکی از کارکنان کارخانه‌ی نوشین (جنب فروشگاه) سوال‌کنم. جوانی گفت که دوشنبه روز تعطیلی رسمی آن است. هر چقدر فکرکردم، دلیل این تعطیلی و انتخاب روز دوشنبه را نفهمیدم. ناخودآگاه یاد احمد زیدآبادی افتادم. گفتم که احمد زمانی در ستون روزمرگی‌های‌اش می‌نوشت با آن لوگوی قطره‌چکان‌اش. روزی نوشته‌بود که همراه پسرش برای دیدن قلعه‌ی فلاک‌الافلاک رفته‌بوده لرستان. از قضا به ورودی قلعه که می‌رسند، متوجه‌می‌شوند که بسته‌است. از نگهبان می‌پرسند چرا تعطیل او می‌گوید دوشنبه‌ها تعطیلی رسمی قلعه است. احمد هم با همان ظرافت همیشگی‌اش می‌گوید: مرد مومن، مسلمان‌ها جمعه تعطیل‌اند، کلیمی‌ها شنبه و مسیحی‌ها یکشنبه. آخر این دوشنبه را از کجایتان آورده‌اید.

من هم ناگهان یاد همین نکته‌ی ظریف احمد زیدآبادی عزیز افتادم. خدایا هر چه زودتر احمد عزیز و دیگر دوستان دربند از جمله محمدعلی ابطحی، محمد قوچانی، عیسا سحرخیز، هنگامه شهیدی، محسن میردامادی، محمد عطریان‌فر، محسن صفایی فراهانی، عبدالله رمضان‌زاده و همه‌ی دیگرانی که متاسفانه فهرستشان طولانی است را آزاد کن و به آنها و خانواده‌هایشان صبر و استقامت عطا کن. آمین

 Zeidabadi 7.jpg

نوشته‌های همانند:

ديدگاه خود را بگذاريد:

نشاني اي-ميل شما لازم‌است، اما نمايش‌داده‌نمي‌شود.

می توانید از تگ های HTML استفاده کنید.